|

کارکرد هویتی لباس سانسا استارک | GOT

خلاصه هوشمند AI generated

«بازی تاج و تخت» به دلیل توجه و دقت بالای تیم تولید در جزئیات، به یکی از موفق‌ترین سریال‌های تاریخ تبدیل شده است. طراحی لباس شخصیت‌ها، به‌ویژه سانسا استارک، نماد تحول و پیچیدگی داستان است. از کودکی خواب‌های عاشقانه و ماجراجویانه تا مواجهه با واقعیت‌های خشن دنیای بیرون، لباس‌های سانسا تغییراتی را منعکس می‌کنند که بیانگر دگرگونی‌های روان‌شناختی اوست. به این ترتیب، طراحی لباس در سریال نه‌تنها جنبه بصری، بلکه ابزاری برای روایت داستان و توسعه شخصیت‌ها محسوب می‌شود.

«بازی تاج و تخت» همین‌طوری شانسی به یکی از بهترین سریال‌های تاریخ تلویزیون تبدیل نشده، بلکه موفقیت سریال در جذب عموم مردم و روشنفکران به این دلیل است که هیچ‌چیزی در مراحل ساخت سرسری گرفته نمی‌شود. درست همان‌گونه که داستانگویی پیچیده‌ی سریال کاراکترها را به مکان‌های دورازانتظاری می‌برد، فیلمبرداری ما را مثل نبرد حرامزاده‌ها در عمق خشونت جنگ قرار می‌دهد و موسیقی با ملودی هولناکی خبر از خیزش شعله‌های سبز می‌دهد، چنین حجمی از وسواس و جزییات‌نگری درباره‌ی طراحی لباس شخصیت‌های مختلف سریال هم صدق می‌کند. در این مطلب می‌خواهیم به بخش دیگری از «بازی تاج و تخت» بپردازیم: بررسی تحول طراحی لباس براساس فراز و فرودهای داستان. و برای این کار سانسا استارک را انتخاب کرده‌ایم که خب، یکی از جذاب‌ترین و دیدنی‌ترین قوس‌های شخصیتی سریال را دارد.

پیش نیاز: آشنایی با میشل کلپتون طراح لباس بازی تاج و تخت

سانسا استارک طراحی لباس شخصیت در گیم اف ترونز آسان‌سازان کارکرد هویتی لباس سانسا استارک | GOT

از یکی از اولین سکانس‌های سریال شروع می‌کنیم. در این تصویر می‌بینیم که برخلاف رنگ‌های خاکستری و سفید معرفِ خاندان استارک، خانواده‌ی ند استارک معمولا لباس‌های تاریک، آبی کم‌رنگِ مایل به خاکستری و قهوه‌ای به تن می‌کنند که خیلی به حال‌و‌هوا و محیط مناطق زمستانی شمالی نزدیک است. اما چنین چیزی درباره‌ی سانسا استارک کمتر صدق می‌کند.

در تصویر بالا می‌بینیم که او در بین اعضای خانواده‌‌اش در روشن‌ترین رنگ‌ به چشم می‌خورد. چون از همان اولین صحنه‌ای که با سانسا آشنا می‌شویم، می‌فهمیم که او به عنوان یک بانو بزرگ شده و تمام ظرافت‌های زنانگی‌اش را حفظ کرده است و برخلاف آریا، به خیاطی و سوزنکاری علاقه دارد. او آن‌قدر در این کار خوب است که به عنوان خیاط کاربلدی شناخته می‌شود و خودش تمام چیزهایی را که می‌پوشد می‌دوزد. سانسا همچنین خودش را همان پرنسس گرفتار در بلندترین برج بلند قلعه می‌داند و عاشق داستان‌های عاشقانه و ماجراجویی با پرنس‌های خوش‌تیپ، شوالیه‌های باشرافت و کلیشه‌های قصه‌های پریانی است که وستروس با آنها بیگانه است. سانسا باور دارد که دنیای آنسوی دیوارهای وینترفل و آنسوی زمین‌های یخ‌زده‌ی شمال، پر از ماجراهای رویایی و لذت‌بخش است که باید هرچه زودتر آنها را تجربه کند. از آنجایی که خصوصیات شخصیتی سانسا در تضاد مطلق با دیگر اعضای خانواده‌اش قرار دارد، در این تصویر نیز او از لحاظ بصری جدا از بقیه قرار می‌گیرد. در حالی که والدین، برادران و خواهرش خودشان را در رداها و لباس‌های تاریک‌تر و شمالی‌تر پوشانده‌اند، او تنها کسی است که ردای آبی کم‌رنگ به تن دارد.

در یکی دیگر از سکانس‌های اپیزود اول سریال می‌بینم که سرسی در اشاره به لباس سانسا می‌گوید:‌«…و لباست، خودت درستش کردی؟ عجب استعدادی. باید یه دونه هم واسه من بدوزی».

سانسا استارک طراحی لباس شخصیت در گیم اف ترونز2 آسان‌سازان کارکرد هویتی لباس سانسا استارک | GOT

طراح لباس «بازی تاج و تخت» گفته بود که گره‌های دور یقه‌ی لباس‌های سانسا و آریا قرار بود نشان دهنده‌ی دوران کودکی و خوش‌گذرانی باشد و ظاهری بازیگوشانه به آنها بدهد.

همچنین زنان استارکی (کتلین، سانسا و آریا) در شرایط ویژه، دستمال گردن‌هایی گل‌دوزی‌شده به گردن می‌بندند. دیگر زنان شمالی از خاندان‌های درجه‌ پایین‌تر هم چنین دستمال گردن‌هایی دارند، اما هیچکدام به اندازه‌ی زنان استارکی این‌قدر پرجزییات و پیچیده نیست. این در حالی است که لباس سانسا بیشتر از هرکس دیگری شامل گلدو‌زی‌های بسیار زیبایی از برگ و بلوط بر روی شانه‌هایش است که در لباس آریا دیده نمی‌شود. این علاوه‌بر اینکه نشان می‌دهد سانسا واقعا استعداد فوق‌العاده‌ای در طراحی و دوخت لباس‌هایش دارد، بلکه به این معنی هم است که اگر آریا به زور این‌جور لباس‌های زنانه را تحمل می‌کند، سانسا واقعا از این کار لذت می‌برده است.

سانسا استارک طراحی لباس شخصیت در گیم اف ترونز23 آسان‌سازان کارکرد هویتی لباس سانسا استارک | GOT

اما از اپیزود دوم به بعد است که تغییرات غیرعلنی روان‌شناسی سانسا در لباس‌هایش نیز پدیدار می‌شوند. سانسا همراه با خانواده‌ی سلطنتی و خانواده‌ی خودش به ریورلندز می‌رسند. جدایی او از شمال اگرچه از نگاه سانسا به معنی دوری از دیوارهای تاریک وینترفل و قدم گذاشتن به دنیای رنگارنگ بیرون است، اما در واقع او به آرامی دارد از آن کودک رویاپرداز فاصله می‌گیرد و با دنیای وحشی بیرون رو‌به‌رو می‌شود. در این اپیزود سانسا به پوشیدن لباس آبی‌‌‌اش با آن گره‌های بازیگوشانه و مدل موهای شمالی ادامه می‌دهد، اما حالا یک گردن‌بند سنجاقک هم در گردنش دیده می‌شود. سانسا یکی از کاراکترهایی است که لباس‌هایش همواره در حال نمایش حیواناتی هستند که استعاره‌ای از دگردیسی و تغییر هستند. لباس‌هایی که نمایش‌دهنده‌ی سفر طاقت‌فرسای او در مسیر دگردیسی هستند. مهم‌تر اینکه این دگردیسی چندان بدی نیست، بلکه از همان ابتدا به ما خبر می‌دهد که او در حال تبدیل شدن به زنی بزرگ‌تر از چیزی است که در حال حاضر به نمایش می‌گذارد.

در اپیزود سوم سانسا در هنگام ورود به پایتخت، شبیه یک بانوی شمالی به نظر می‌رسد، اما در اپیزود بعد می‌بینیم که او به آرامی شروع به تقلید از استایل پوشش بانوان دربار کرده است و اولین چیزی که اضافه شده، شالی است که به دور بازوانش انداخته است.

در اپیزود پنجم سریال، در سکانس مسابقه‌ای که برای دست جدید پادشاه برگزار شده، سانسا لباس یاسی رنگی که دور یقه‌اش با گلدوزی‌های رُز تزیین شده به تن دارد که نشان‌دهنده‌ی طبیعت معصوم و لطیف این دختر است. این در حالی است که می‌توان برگ‌های سبز و شاخه‌های طلایی بلندی را که از شانه‌هایش شروع می‌شوند و تا روی دامنش ادامه دارند هم دید که در نهایت به یک گلدوزی دایروولف ختم می‌شوند. سانسا این لباس را برای رویدادهای مهم بیرون از قلعه‌ی سرخ و ملاقات با ملکه به تن می‌کند. اگرچه این لباس خیلی با لباس کیمونو شکلِ سرسی تفاوت دارد، اما کاملا مشخص است که این لباس از نگاه سانسا همان چیزی است که زنان جنوبی می‌پوشند. همچنین مدل موی سانسا هنوز شبیه به مدل موی آریا از اپیزودهای قبلی باقی مانده. که یعنی او هنوز به مدل موی شمالی وفادار است و البته کماکان از گردن‌بند سنجاقکش استفاده می‌کند.

در جایی از اپیزود ششم، جافری پس از دیدار با سانسا در اتاق شخصی‌اش، یکی از رویاهای سانسا را به او می‌گوید: «تو یه روزی ملکه می‌شی. برای همین باید شبیه به یه ملکه به نظر برسی». اگرچه در این صحنه سانسا هنوز لباس آبی‌ کم‌رنگ شمالی‌اش را به تن دارد، اما اینجا برای اولین‌بار است که می‌بینیم مدل موی او به شکل یک بانوی واقعی جنوبی تغییر کرده است. همان مدل مویی که به‌طور مدام توسط سرسی استفاده می‌شود. در این نقطه از داستان، سرسی همان کسی است که سانسا با تمام وجود دوست دارد به کسی مثل او تبدیل شود. در همین صحنه است که گردن‌بند سنجاقک سانسا با گردن‌بند شیر لنیسترها تغییر می‌کند. هدیه‌ای از سوی جافری عزیزتر از جان که درست شبیه همانی است که مادرش به گردن دارد. حتی از نگاه جافری هم سرسی معنای واقعی یک ملکه است. بنابراین، برای شبیه شدن به یک ملکه، باید شبیه به سرسی شد. در همین صحنه، نمادپردازی دگردیسی سانسا با استفاده از انگشتر پروانه‌‌ی بزرگی که در دست راستش دیده می‌شود، ادامه پیدا می‌کند. در نهایت، اپیزود ششم آخرین باری است که سانسا در لباس‌های کودکانه دیده می‌شود. پس از زندانی شدن پدرش، او هم باید خیلی زود بزرگ شود.

سانسا استارک طراحی لباس شخصیت در گیم اف ترونز4 آسان‌سازان کارکرد هویتی لباس سانسا استارک | GOT

در اپیزود دهم فصل اول هستیم. مرگ پدرش و فرار آریا، سانسا را به تنها استارک باقی مانده در قدمگاه پادشاه تبدیل کرده است. او تنها است و تیغ مرگ بر گلویش قرار گرفته. او حالا باید با استفاده از هوش و زیرکی خودش زنده بماند. برای اولین قدم سانسا تصمیم می‌گیرد تا لباس کیمونو شکل صورتی رنگی با کمربند فلزی طلایی رنگی را به تن کند. چیزی که کاملا مشابه استایل پوشش ملکه سرسی است. اکنون تاثیر و حضور پرقدرت لنیسترها، سانسا را به رنگ خودشان درآورده است. او می‌داند اگر از این طریق به یکی از آنها تبدیل شود، می‌تواند تا زمانی که برادرش او را پس از جنگ آزاد کند، زنده نگه دارد. این در حالی است که سانسا تصمیم جافری برای گردن زدنِ ند استارک را نهایت خیانت می‌داند. از همین رو، دیگر گردن‌بند هدیه‌اش را به گردن ندارد و آن را با سنجاقک عوض کرده است. مرحله‌ی بعدی دگردیسی سانسا به عنوان گروگان لنیسترها زمانی است که او رسما به نامزدی پادشاه درمی‌آید. جافری به او می‌گوید: «بهت می‌گم می‌خوام چی کار کنم. می‌خوام بهت یه هدیه بدم. بعد از اینکه ارتشم رو راه انداختم و برادر خیانتکارت رو کشتن، سر اون رو هم بهت می‌دهم». سانسا جواب می‌دهد: «یا شاید هم اون سر تو رو بهم بده». این نشان می‌دهد سانسا اگرچه از طریق پوشش قصد قاطی‌شدن با لنیسترها را دارد، اما نمی‌تواند خودش را در مقابل توهین‌هایی که بهش می‌شود کنترل کند و چنین حرف‌هایی استتراش را خراب می‌کند.

در اپیزود اول فصل دوم، سانسا به بازی کردن نقش‌اش به عنوان ملکه‌ی آینده ادامه می‌دهد و حالا به جز پوشش، قابلیت‌های زبانی‌اش را هم برای تبدیل شدن به یک بازیگر واقعی نشان می‌دهد. مثلا در این اپیزود می‌بینیم که سانسا، نظر جافری را سر کشتن سِر دانتوس از خاندان هالند عوض می‌کند. سانسا: «تو نمی‌تونی چنین کاری بکنی!». جافری: «چی گفتی؟». سانسا: «منظورم اینه که شگون نداره کسی رو تو روز نام‌گذاری‌ات بکشی». جافری: «این دیگه چه جور خرافاتیه!». تازی: «دختره راست می‌گه. سالی که نکوست از بهارش پیداست». یا مثلا در اپیزود سوم فصل دوم از زبان سانسا می‌شنویم: «من دارم برای تموم شدن جنگ لحظه‌شماری می‌کنم تا هرچه زودتر در محضر خدایان عشق‌مو به پادشاه تقدیم کنم». این درحالی است که وقتی سانسا در رویدادهای عمومی حضور ندارد، همان لباس آبی‌ کم‌رنگ شمالی‌اش را می‌پوشد.

برداشت غیرمنتظره AI generated

تضاد میان شخصیت سانسا و دیگر اعضای خانواده استارک به نوعی نشان‌دهنده کشمکش بین رویاها و واقعیت‌ها است. در حالی که سانسا خود را در دنیای داستان‌های عاشقانه و طراحی لباس غرق کرده، سایر شخصیت‌ها به مسائل جدی‌تری مشغول هستند. این تضاد به‌ظاهر، جذابیت شخصیت سانسا را افزایش می‌دهد، اما در عین حال یک پرسش عمیق‌تر را مطرح می‌کند: آیا امکان حفظ رویاه‌ها در دنیای واقعیت‌های تلخ وجود دارد؟ به‌ویژه که با پیشرفت داستان، نیازهای عاطفی و اجتماعی او به عنوان یک زن در دنیای پرتلخی که در آن زندگی می‌کند، به سختی تأمین می‌شود.

+ پیشنهاد کریستالی

بیندیشید: سپس آن فکر را با دیگران به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تجزیه‌وتحلیل انحصاری از رویاپردازان،متفکران طراحی ورهبران فکر را در هر کجا دریافت کنید.امروز با دسترسی به دنیایی از الهامات، منابع و ابزارهای سفارشی،حرفه طراحی و محصولات خود را به سطح بعدی ببرید.