|
فیدمطالب
فیدمطالب

طراحی رایحه: وقتی طراح با چیزی کار می‌کند که دیده نمی‌شود

خلاصه هوشمند AI generated

طراحی رایحه یا Fragrance Design یکی از حوزه‌های جذاب و نامرئی طراحی است که در آن بو به عنوان یک تجربه طراحی می‌شود. این رشته فراتر از عطرسازی صرف است و به طراحان امکان می‌دهد تا احساسات، هویت‌ها و تجربیات مشخصی را از طریق حس بویایی منتقل کنند. فرایند طراحی شامل ترکیب پیچیده‌ای از مواد مختلف و همکاری بین تخصص‌های مختلف مانند شیمی‌دان‌ها و طراحان محصول است. همچنین، طراحی رایحه به ساختار زمانی وابسته است که شامل مراحل مختلفی از نت‌های مختلف است که هر کدام خاصیت و تأثیر متفاوتی دارند. در نهایت، ارتباط بین بو و حافظه نیز از نکات قابل توجه در این حوزه است.

ما بیشتر چیزهایی را که طراحی می‌کنیم می‌توانیم ببینیم. صندلی را می‌بینیم، ساختمان را می‌بینیم، بسته‌بندی را لمس می‌کنیم و گرافیک را روی صفحه می‌خوانیم. اما یکی از عجیب‌ترین مواد اولیه‌ای که می‌توان با آن طراحی کرد، اساساً دیده نمی‌شود: بو.

طراحی رایحه یا Fragrance Design حوزه‌ای است که در آن رایحه نه صرفاً به‌عنوان یک ماده خوشبوکننده، بلکه به‌عنوان یک تجربه طراحی می‌شود؛ تجربه‌ای که می‌تواند یک محصول، یک فضا، یک برند، یک خاطره یا حتی یک شخصیت را تعریف کند.

Fragrance Design طراحی رایحه و نت های عطر و ادکلن آسان‌سازان طراحی رایحه: وقتی طراح با چیزی کار می‌کند که دیده نمی‌شود

اگر طراحی محصول درباره شکل دادن به تجربه استفاده از یک شیء باشد، طراحی رایحه درباره شکل دادن به تجربه‌ای است که از مسیر حس بویایی وارد ذهن می‌شود. و همین، آن را به یکی از نامرئی‌ترین اما جذاب‌ترین شاخه‌های طراحی تبدیل می‌کند.

در ساده‌ترین تعریف، Fragrance Design فرایند خلق و تنظیم یک ترکیب بویایی برای رسیدن به یک تجربه، احساس یا هویت مشخص است. اما این تعریف کمی گمراه‌کننده است؛ چون طراحی رایحه فقط «ساختن یک بوی خوب» نیست.

یک طراح رایحه باید بتواند به یک ایده انتزاعی شکل بدهد:

  • بوی یک کتابخانه قدیمی چیست؟
  • بوی یک خانه در شمال ایران چه ویژگی‌هایی دارد؟
  • اگر یک برند بخواهد بوی مخصوص خودش را داشته باشد، این بو چگونه باید باشد؟
  • چطور می‌توان حس «تمیزی»، «خاطره»، «لوکس بودن»، «خطر»، «طبیعت»، «تنهایی» یا حتی «فلز» را از طریق بو منتقل کرد؟

در اینجا رایحه تبدیل به یک Design Language می‌شود؛ زبانی که به‌جای تصویر و کلمه، از مولکول‌ها استفاده می‌کند.

یکی از اشتباهات رایج این است که همه فعالان این حوزه را «عطرساز» بدانیم. در صنعت عطر، واژه Perfumer یا Nose معمولاً به فردی اشاره دارد که ترکیبات بویایی را خلق می‌کند. این کار نیازمند شناخت عمیق مواد طبیعی و سنتزی، شیمی، ساختار رایحه، نسبت‌سنجی و البته سال‌ها تمرین برای تربیت حس بویایی است.

اما Fragrance Design می‌تواند گسترده‌تر از خود فرمول عطر باشد.

در یک پروژه واقعی ممکن است چند تخصص کنار هم قرار بگیرند: پرفیومر، شیمی‌دان، طراح محصول، طراح بسته‌بندی، گرافیست، متخصص برند، پژوهشگر تجربه کاربر و حتی معمار.

این همان نقطه‌ای است که طراحی رایحه از «عطرسازی» فاصله می‌گیرد و به یک discipline بین‌رشته‌ای تبدیل می‌شود.

پالت رنگ برای چشم؛ پالت بو برای بینی

یک طراح گرافیک با رنگ، فرم، کنتراست و تایپوگرافی کار می‌کند.

یک طراح رایحه نیز نوعی پالت در اختیار دارد؛ اما پالت او از موادی ساخته شده که هرکدام رفتار بویایی متفاوتی دارند.

گل‌ها، چوب‌ها، مرکبات، ادویه‌ها، رزین‌ها، مشک‌ها، نت‌های سبز، حیوانی، معدنی، دودی و ده‌ها گروه دیگر می‌توانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

نُت ها متریال عطرسازی

در زبان عطر معمولاً از اصطلاح Note استفاده می‌شود؛ مثلاً نت رز، چوب صندل یا مرکبات.

اما «نت» را نباید دقیقاً مانند یک ماده منفرد تصور کرد. رایحه نهایی معمولاً حاصل رابطه پیچیده میان مواد مختلف است؛ درست مانند رنگی که از ترکیب چند pigment به وجود می‌آید.

از این منظر، فرمول عطر را می‌توان تا حدی شبیه یک composition در موسیقی یا یک ترکیب‌بندی در گرافیک دید.

مسئله فقط این نیست که چه ماده‌ای استفاده شود؛ مسئله این است که چه ماده‌ای، با چه نسبتی، در کنار چه ماده دیگری و برای چه تجربه‌ای قرار گیرد.

تبیلغات عطر Calvin با حضور مارگارت رابی لباس

یکی از مفاهیم پایه در عطرسازی، ساختار زمانی رایحه است.

برخلاف یک تصویر که تقریباً در یک لحظه دیده می‌شود، عطر در طول زمان آشکار می‌شود. Top Notes نخستین برداشت را می‌سازند؛ معمولاً سبک‌تر و فرّارترند.

بعد از آن، Heart Notes یا نت‌های میانی ظاهر می‌شوند و شخصیت اصلی رایحه را شکل می‌دهند.

در نهایت Base Notes ماندگارتر هستند و چیزی را می‌سازند که پس از گذشت زمان روی پوست یا در فضا باقی می‌ماند.

این ویژگی، طراحی رایحه را به یک تجربه Temporal تبدیل می‌کند. طراح در واقع فقط یک فرم نمی‌سازد؛ یک Sequence طراحی می‌کند.

رایحه شروع می‌شود، تغییر می‌کند، آرام می‌شود و در نهایت ناپدید می‌شود.

از این زاویه، عطر شاید بیشتر از آنکه شبیه یک مجسمه باشد، شبیه یک قطعه موسیقی باشد.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این رشته، ارتباط میان بو و حافظه است.

طراحی رایحه فقط به شیشه‌ای که روی میز قرار می‌گیرد محدود نیست.

امروزه برندها از مفهومی به نام Olfactory Branding استفاده می‌کنند؛ یعنی ساختن یک هویت بویایی برای برند.

همان‌طور که یک برند ممکن است رنگ سازمانی، موسیقی یا زبان بصری مشخص داشته باشد، می‌تواند یک Signature Scent هم داشته باشد.

یک هتل می‌تواند بوی مخصوص خود را داشته باشد.

یک فروشگاه می‌تواند رایحه‌ای داشته باشد که مشتری با ورود به فضا آن را تشخیص دهد.

حتی می‌توان تصور کرد که یک خودرو، هواپیما، نمایشگاه یا فضای فرهنگی هویت بویایی مخصوص خودش را داشته باشد.

در اینجا رایحه از یک محصول قابل خرید به یک Experience Layer تبدیل می‌شود.

ارتباط طراحی رایحه با معماری شاید در نگاه اول عجیب باشد، اما اگر فضا را مجموعه‌ای از تجربه‌های حسی بدانیم، این ارتباط کاملاً منطقی می‌شود.

معمار با نور، صدا، دما، جنس سطح، مقیاس، حرکت و دیدن کار می‌کند.

بو نیز می‌تواند بخشی از همین سیستم باشد.

تصور کنید وارد یک ساختمان تاریخی می‌شوید و رایحه‌ای بسیار ظریف از چوب، خاک، کاغذ و بخور در فضا وجود دارد.

این بو چیزی را به دیوار اضافه نکرده است؛ اما برداشت ما از دیوار را تغییر داده است.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم Olfactory Architecture معنا پیدا می‌کند: طراحی تجربه فضا از مسیر حس بویایی.

چرا شیشه عطر هم بخشی از طراحی است؟

Coupe Calypso Rene Lalique آسان‌سازان طراحی رایحه: وقتی طراح با چیزی کار می‌کند که دیده نمی‌شود

رایحه یک ویژگی عجیب دارد: قبل از آنکه دیده شود، باید از یک شیء عبور کند.

کاربر ابتدا بطری را می‌بیند، آن را لمس می‌کند، درپوش را باز می‌کند، اسپری را فشار می‌دهد و سپس رایحه را تجربه می‌کند.

بنابراین بطری، جعبه، درپوش، اسپری، لیبل، تایپوگرافی و حتی صدای باز شدن بسته، بخشی از تجربه رایحه هستند.

این یعنی یک عطر خوب، الزاماً فقط یک فرمول خوب ندارد؛ بلکه باید بتواند بین Visual Language و Olfactory Language نوعی هماهنگی ایجاد کند.

  • اگر رایحه قرار است حس سرد، معدنی و صنعتی داشته باشد، آیا فرم و متریال بطری هم باید همین حس را منتقل کنند؟
  • اگر قرار است رایحه درباره یک خاطره گرم و شخصی باشد، آیا بسته‌بندی باید همان داستان را ادامه دهد؟

اینجا طراحی محصول و طراحی رایحه به یک زبان مشترک می‌رسند.

احتمالاً هر دو؛ و همین مسئله جذابش می‌کند.

از یک طرف، عطرسازی به شیمی و شناخت دقیق مواد وابسته است. رفتار مواد، فرّاریت، پایداری، واکنش‌های شیمیایی و ایمنی باید کنترل شوند.

از طرف دیگر، انتخاب و ترکیب مواد فقط یک مسئله ریاضی نیست. دو فرمول ممکن است از نظر فنی قابل‌قبول باشند، اما فقط یکی بتواند حس موردنظر را ایجاد کند. در اینجا چیزی شبیه Art Direction اتفاق می‌افتد. طراح باید تصمیم بگیرد چه چیزی را برجسته کند، چه چیزی را حذف کند، چه تضادی ایجاد کند و چه چیزی را برای انتهای تجربه نگه دارد. بنابراین می‌توان طراحی رایحه را در مرز میان Science، Art و Design دید. شاید مهم‌ترین دلیل برای جدی گرفتن طراحی رایحه همین باشد. هرچه طراحی از محصول فیزیکی به سمت تجربه حرکت می‌کند، حس‌های دیگر اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

ما سال‌ها جهان طراحی را عمدتاً با چشم دیده‌ایم.

اما تجربه واقعی انسان فقط Visual نیست.

صدا، لمس، دما، حرکت، مزه و بو نیز می‌توانند طراحی شوند.

در نتیجه، طراح آینده شاید فقط کسی نباشد که فرم یک محصول را طراحی می‌کند؛ بلکه کسی باشد که بتواند یک تجربه چندحسی را orchestrate کند. عطر یکی از بهترین نقاط ورود به این جهان است؛ چون نشان می‌دهد چیزی که دیده نمی‌شود، می‌تواند به اندازه یک فرم فیزیکی قدرتمند باشد.

جمع‌بندی

آینده این رشته فقط «عطر» نیست

شاید جالب‌ترین درس طراحی رایحه این باشد که هر چیزی که طراحی می‌کنیم الزاماً نباید قابل دیدن باشد.

ما در طراحی محصول معمولاً تلاش می‌کنیم کیفیت را در فرم، متریال و جزئیات قابل مشاهده کنیم. اما رایحه یادآوری می‌کند که بخش مهمی از تجربه می‌تواند در جایی اتفاق بیفتد که قابل اندازه‌گیری یا حتی قابل توضیح مستقیم نیست.

یک صندلی فقط چیزی نیست که می‌بینیم؛ حسی است که هنگام نشستن ایجاد می‌کند.

یک ساختمان فقط چیزی نیست که می‌بینیم؛ هوایی است که در آن نفس می‌کشیم، صدایی که در آن می‌شنویم و حتی بویی که سال‌ها بعد ممکن است ما را به آن مکان برگرداند.

و یک عطر شاید در نهایت محصولی نباشد که روی پوست می‌زنیم؛ بلکه یک خاطره طراحی‌شده باشد که برای مدتی در هوا معلق می‌ماند.

این شاید یکی از جذاب‌ترین مرزهای پیش روی طراحی باشد:

طراحی چیزهایی که وجود دارند، اما دیده نمی‌شوند.

برداشت غیرمنتظره AI generated

حضور حس بویایی در عرصه طراحی، ما را به تفکر درباره تجربیات غیرملموس و گذرا وامی‌دارد. آیا می‌توانیم بگوییم که هر رایحه‌ای یک داستان نهفته دارد، داستانی که در لحظه‌ای خاص، یادآور خاطراتی شیرین یا تلخ می‌شود؟ این پیچیدگی در طراحی رایحه، بر غنای ارتباطات انسانی افزوده و بُعدی عمیق‌تر به تجربه مصرف‌کننده می‌دهد. شاید مهم تر از "خوب" یا "بد" بودن یک رایحه، توانایی آن در بیدار کردن احساسات و یادآوری لحظاتی باشد که به سادگی فراموش شده‌اند.

+ پیشنهاد کریستالی

بیندیشید: سپس آن فکر را با دیگران به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

twitter linkedin telegram whatsapp email

مفید بود؟

تجزیه‌وتحلیل انحصاری از رویاپردازان، متفکران طراحی و رهبران فکر را در هر کجا دریافت کنید. امروز با دسترسی به دنیایی از الهامات، منابع و ابزارهای سفارشی، حرفه طراحی و محصولات خود را به سطح بعدی ببرید.