بیوگرافی فردی به نام امیرحسین محبی، طراح چندمنظورهای است که با علاقه به طراحی محصول و توسعه فناوریهای جدید شناخته میشود. او به تنوع و چندسالگی مهارتهای خود افتخار میکند و از یادداشتبرداری و تولید محتوا لذت میبرد. محبی همچنین به تأثیر اینترنت و انقلاب دیجیتال بر رفتار انسانها توجه دارد و ابراز میکند که نمیتواند خود را در قالب یک شغل یا عنوان مشخص محدود کند. در نهایت، او خود را فردی معمولی و کنجکاو میداند که به دنبال تجربههای جدید است.
- متولد ایران
- بنیانگذار و بازیکن باشگاه طراحی آسان

سخت ترین کار برای من تابه این سن این بوده که خودم و مهارت هام رو معرفی کنم، این پست شاید بتونه شروع خوبی باشه. البته اینکه خودمم هنوز نمیدونم در پاسخ به سوالِ شغلت چیه؟ چه چند کلمهای رو بذارم کنار هم که هویت من رو تعریف کنه… همیشه به طرف میگم اگر منظورت اینه از کجا پول در میآرم؟ من از توی همه جا دوست دارم پول در بیارم، فقط کافیه من رو تو راه بدن… اما اگر سوال اینه به چه کاری مشغولم؟ (بیزنسمچیه؟ (آخه میدونید که بیزنس از بیزی بودن میاد)) لیستش به بلندای آرنجمه… من به معنای واقعی کلمه عاشق طراحی محصول جدید و بروزرسانی محصولات موجود هستم. توی برخی رشتهها که علاقه داشتم مثل معماری، نرمافزار، تصویرسازی و 3D Design بیشتر عمیق شدم و توی برخی رشته ها مثل کدنویسی، موسیقی، تصویرسازی و نوشتن دارم سطحی تر باهاشون برخورد میکنم.
بیوگرافی و تاثیرات
اگر بخوام خیلی مصاحبه ای و خلاصه معرفیکنم: “امیرحسین محبی، متولد اسفند 1372 در مشهــد در خانوادهای نه آنچنان مذهبی چشم به جهان گشود” اما خب ما انقلاب کردیم، سایت زدیم، بالارفتیم و پایین اومدیم تا خودمون خلاصه رو نکنیم (یا هرجاشو خواستیم بکنیم : ) با اینحال سعی میکنم از قالب بقیه بیوگرافی های منتشر شده در آسان فاصله نگیرم، یه اتوبیوگرافی بدون ورود به جزئیات شخصی در نظر بگیرید این مطلب رو).


اولین بار که فکر داشتن سایت در ذهنم شکل گرفت 16 سال اینام بود – البته یَــد طولایی در دنیای اینترنت و شبکههای اجتماعی داشتم قبل ازون هم، اوایلی که با شبکه اینترنت آشنا شده بودم و با هیجان توی تمام شبکه های مجازی اکانت میساختم برمیگرده به سال 81-82، از یاهو360 و فیسبوک وتوییتر بگیر تا نیمباز ُ ویچت ُ تامبلر! اولین وبلاگی هم که ساختم همون موقعها توی بلاگفا بود و مطمئنم دلتون نمیخواد مطالبی که اونجا میذاشتم رو بخونید… کلا نوشتن، داکیومنت کردن و طبقهبندی مطالب از علاقمندی هامه و از طرفی حس اینکه یک Community دنبالت کنن هم همیشه واسم هیجان انگیز بوده، هیجان ازین بابت که بدونی حرفی که میزنی ممکنه روی افراد دیگه تاثیر بذاره، پس مواظب حرف هایی که از دهانت خارج میشه باش! و این چالش اون بخشِ جستجوگر و کنجکاو رو در درون من زنده میکرد و دوستش داشتم، و این جستجو ها مهارت و اعتماد بنفسم رو ارتقا میده.
من دهه هفتادشمسی رو شروع انقلاب دیجیتال در ایران میدونم، روزگاری که کلی محصولات جدید تکنولوژیکی داشت بین مردم دست به دست میشد، از فیلم و نوار ویدئویی بگیر تا LNB و کارت های قفل شکن! انقلاب دیجیتال رفتار آدما رو به سرعت داشت تغییر میداد در اون زمان و من خودم رو (و طبیعتا هم نسل های خودم رو) از متولدین قرن تکنولوژی ازشون یاد میکنم. منم خواستم سوار این موج بشم چون عاشق تکنولوژی و فناوری های جدیدم! عاشق نبوغ بشر و زیاده خواهیشم، عاشق اینم که ایده های جدید رو ببینم، بررسی کنم و توسعه بدم… خودم رو در تیم طراحی محصولات محبوبم تصور میکنم و ایده هام برای بهتر شدنشون رو توی یک دک ذخیره میکنم. بخش تمرین توسعه سبد محصولات ازین دست ایدههاست.
خب… داشتم از خودم میگفتم رفتیم تو حاشیه… هیچ وقت نفهمیدم منظور از Biografi و خلاصه نوشتن از خود آدم چیه! من راستش اصلا نمیتونم خودم رو تو کلمات جا بدم (یه مدت تو بیوم نوشته بودم اینو :)))! یعنی تو دکتر یا مهندس یا … منظور عالی ترین سطح کیفی یک زمینه هم که باشی، وقتی توی این نقش فرو بری دیگه تا آخر عمرت ممکنه نتونی ازش خارج شی! اما من انقدر توی زمینه های گوناگون فعالم و دنبال تجربه های جدیدم همهش که فکر میکنم حیفه خودم رو تویک سری چیزای محدود خلاصه کنم، توی این چند صباح عمر… و واقعا هیچ چیز دندون گیری هم تا بحال حداقل پیدا نکردم تو دنیا که بهش بچسبم؛ اره خلاصه خیلی بیوگرافی خاصی نیست همینقدر بدونید یک آدم معمولی هستم، نشسته پشت یک لبتاپ (در حالی که کافی میخورم و کانتری گوش میدم) براتون تولیدمحتوای مفید انجام میدم!
در ادامه هم به رسم و تمِ کلی بقیه مطالب معرفی دیزاینرها با بخشی از پروژهها و تجربیاتم همراهتون میکنم.
📂 مسیر حرفهای و پروژهها
من قبل از اینکه وارد دنیای تولید محتوا و آموزش بشم، مانند بسیاری از افراد، در پروژه های فنی و حضوری، در استودیوها، دفاتـر و شرکتهای بزرگ و کوچیک مختلفی کارکردم و مشغول ارائه خدمات مختلفی بودم؛ اما اگر بخوام برخی از پروژه هایی که اثر گذار و دخیل بودم و اکثر خودم بنیان گذارشون بودم رو مینویسم:
- طراحی مبلمان و اکسسوری
(سیستم کابینت، TabMiz، مبلمان pet-friendly، سیستم قفسه ساعتی و …)














- معماری و طراحی داخلی
(طراحی پلان، نماسازی و طراحی سه بُعـدی بنا، پروژههای بازسـازی و نوسـازی ساختمـان و third-party)





- طراحی محصول دیجیتال و اپلیکیشنها
– Design Club: باشگاه پرورش محصول
– Design Studio: میزکار خلاقیت و طراحی محصول
– Hoshiar: مربی و مشاور طراحی برپایه هوش ماشینی
– Chakchune: اپلیکیشن تجارت مهارت - پروژههای فرهنگی–روایی:
- OverAct: Short Film (فیلم کوتاه)
- SOH (مستند روایی )
- Universal Language (زبان جهانی تخیلی)
- The Edge of Design (کتاب در دست نگارش)
- پروژه شهری: جاویدشهر – شهرک چندمنظوره با رویکرد آیندهپژوهی
مدیریت فروش و بازاریابی، عکاسـی، فیلمـبـرداری، موسیـقـی ، ساختپادکسـت و … رو هم دنبال کردم؛ همچنین تجربه کار با اکثـر نرمافزارهای طراحی که دردهه اخیر دنبال کردم یادگیریشون رو، نرم افزارهایی مثلِ:
- نرم افزارهای طراحی سهبعدی و دوبعدی مثل اتوکد، اسکچاپ، سیویل،
- نرمافزارهای انیمیشن و طراحی 3بعدی : بلندر
- نرمافزارهای طراحی صدا: افال استودیو و آیودیشن،
- نرم افزارهای تولید محتوا: پِرزی، آفیس و ویدئومیکر،


🖌️ سبک کاری و زبان طراحی




جمع بندی
درنهایت به نظر من زندگی یعنی راضی نشدن به وضع موجود و مدام سؤال پرسیدن و پا توی ناشناخته ها گذاشتن، سؤالها و مسیرهایی که مدتهاست پدرمادر و اطرافیانمون ما رو از پرسیدن و پاگذاشتن توی اونها با باورهای محدود کننده دور کردهان، با این محتوا سعی کردم نشون بدم که دیزاین چطور میتونه به ما در بهتر کردن زندگی کمک کنه، ازونجایی که طراحی محصول با مشکلات و چالش های واقعی شروع میشه، اونها را به مسئله تبدیل میکنه، دنبال راهحلها میگرده و تلاش میکنه کیفیت زندگی رو ارتقا بده، پس تفکردیزاین رو دست کم نگیرید!
عمیقا دلم میخواد فرهنگ دیزاین و فریلنسری رو در ایران گسترش بدم (مخالفت سرسخت خودم از زندگی به سبک کارمندی رو اینجا نوشتم:)) در حد توانم، با این ایدئولوژی که: “مـا دیزاینر دنیـای خودمـون هستیـم و خالق اون” با شعارِ “Change Your lo-ok Design Your Life” و “پیچیده فکر کن، آسون بساز” یاد بگیریم در کنار هم اصول دیزاین رو و بعد با سلیقه خودمون شخصی سازیش کنیم زندگی مون رو.
عجیب است که در دنیای امروز، بسیاری از افراد هنوز با هویت شغلی خود دستوپنجه نرم میکنند. محبی به وضوح نشان میدهد که یک شغل یا برند نمیتواند تمامیت شخصیت او را تعریف کند. این ناتوانی در جایگاهیابی، انعطافپذیری و علاقهاش به یادگیری مداوم را نشان میدهد. شاید این چالش در حقیقت فرصتی باشد تا افراد به جای قرارگیری در قالبهای از پیش تعیینشده، به شجاعت کشف و بیان سلیقههای متنوع خود بپردازند و از هویتهای چندگانه خود لذت ببرند.
اگر این مطلب برات جالب بود، شاید این ایدهها مسیرت را شفافتر کنند.
برای مشاهده پیشنهاد شخصیسازیشده هوشیار وارد حساب کاربری خود شوید.





