بنیانگذاران معمولاً نقش کلیدی در شکلگیری هویت و روح محصول دارند، اما خروج آنها میتواند چالشهای جدی برای استمرار و رشد محصول ایجاد کند. بررسی مواردی نظیر Apple و Instagram نشان میدهد که محصولات با یک سیستم طراحی مستند و برندبوک قوی، توانستهاند حتی پس از جدایی بنیانگذاران، به تکامل و مقیاسپذیری ادامه دهند. در مقابل، محصولاتی که فاقد این زیرساختها بودند، مانند Tumblr، با مشکلاتی جدی روبهرو شده و در بسیاری از موارد تجربه کاربری خود را از دست دادهاند. بنابراین، ایجاد و مستندسازی یک زبان طراحی مشخص میتواند به بقای محصول کمک کند و موجب انتقال هویت و ارزشهای آن به نسلهای بعدی شود.
بنیانگذارها روح اولیه یک محصول را شکل میدهند. ولی وقتی بنیانگذار از محصول جدا میشود — چه به خاطر فروش، استعفا، مرگ یا فاصله گرفتن از تیم — یک سؤال جدی مطرح میشود: آیا محصول میتواند بدون او زنده بماند؟ و مهمتر، آیا میتواند رشد کند؟
بسیاری از استارتاپها و محصولات، بهعنوان تجسم رؤیا و ذوق مؤسسین متولد میشوند. اما با بزرگ شدن، گاه بنیانگذاران کنار میروند— آنچه مشخص است این است که از دل پروتوتایپهای اولیه، تاچ طراح مؤسس کمکم محو میشود و نیاز به سیستماتیک شدن، قالببندی برند و ساختار طراحی پیدا میکند. در این پست، چند محصول شناختهشده را بررسی میکنیم که پس از خروج بنیانگذار، وارث میراثی جدیتر شده و بدون شباهت به نمونه اولیه، بالغ و پایدار شدهاند.

🧭 معیار بررسی:
- میزان تغییر در تجربه کاربری (UX)
- شباهتهای بصری/برندینگ به نسخههای اولیه
- حضور یا فقدان برندبوک یا سیستم طراحی
- موفقیت در بازار پس از تغییر مالکیت/رهبری
📌 مطالعه موردی چندمحصول:
Apple (بعد از استیو جابز)
- قبل: تمرکز روی simplicity، skeuomorphism، یکپارچگی کامل سختافزار و نرمافزار.
- بعد: مینیمالیسم مدرن، فلت دیزاین، تمرکز بر سرویسها و اشتراکها.
- نکته: طراحی سیستم قوی اپل (Human Interface Guidelines) به تیمها اجازه داد زبان طراحی را ادامه دهند حتی بدون حضور استیو.
Uber: قبل از جدایی مؤسس
- زمان: ۲۰۱۰
- مؤسس: تراویس کالانیک
- پروتوتایپ: نقشه ساده، دکمهی «درخواست خودرو»، پیامک تأیید
بعد از جدایی مؤسس
- خروج کالانیک: ژوئن ۲۰۱۷
- محصول کنونی:
- طراحی دوبارهی نقشه با لایههای متنوع (UberX, Uber Eats, Micro-Mobility)
- معرفی سیستم طراحی Base by Uber با پالت رنگی و تایپوگرافی اختصاصی
- پنل راننده، بخش کسبوکار، اشتراکهای ماهانه و داشبورد تحلیلی
- نکته: این تغییرات فراتر از زیباییشناسی است؛ محصول برای میلیونها مسیر و کسبوکار مختلف مقیاسپذیر شده.
✨ Instagram (بعد از فروش به Meta)
قبل از جدایی مؤسس
- زمان: اکتبر ۲۰۱۰
- مؤسسین: کوین سیستروم و مایک کریگر
- تمرکز روی عکاسی موبایل، جامعه هنری کوچک، رابط ساده و زیبای خاص.
- پروتوتایپ: فید خطی عکسها، ۱۶ فیلتر ساده، دو تب «فید» و «محبوب»
بعد از خروج بنیانگذار
- خروج سیستروم: سپتامبر ۲۰۱۸
- محصول کنونی:
- فید الگوریتمیک، استوری، ریلز، IGTV، شاپیبل تگها
- زبان بصری کاملاً جدید (خطکش سفید-سیاه) و آیکونهای تخت
- ادغام با اکوسیستم Meta و استفاده از سیستم طراحی Facebook Design Syste
- بعد: تغییر لوگو، تغییر کامل UI/UX، الگوریتممحور شدن، ریبرند به پلتفرم ویدئویی.
- نکته: فقدان دکترین طراحی اولیه در لایههای جدید باعث شد طراحی از ذات اولیهاش فاصله بگیره.
- نکته: تقریباً هیچ اثری از فیلترهای اولیه و آن فید مینیمال نمانده؛ تمام المنتها بازطراحی شدند تا مقیاسپذیر و یکپارچه با پلتفرمهای دیگر باشند.
🛒 Tumblr (بعد از فروش به Yahoo و بعد Automattic)
- قبل: پلتفرمی برای وبلاگنویسی بصری، با طراحی آزاد، خلاقانه و انعطافپذیر.
- بعد: نابودی تجربه کاربری، فیلترهای غیراصولی، کاهش ترافیک؛ سپس تلاش برای بازسازی.
- نکته: عدم انتقال زبان طراحی روشن به تیمهای بعدی منجر به گسست عمیق شد.
🧠 Notion (فرضی آیندهنگرانه – اگر Ivan Zhao جدا شود)
- احتمال اینکه بدون Zhao طراحی محصول حفظ شود بالاست چون design system قویای داره و فلسفه طراحی در مستنداتش منتقل شده.
🧩 تحلیل نهایی: نقش design system و برندبوک
جمعبندی
جدایی مؤسسین نه به معنای پایان روح محصول، بلکه آغاز فصل بلوغ آن است. آنچه محصول را زنده نگاه میدارد، ساختارمند شدن فرآیند طراحی و توسعه، اسناد برند و سیستمهای طراحی است که میراث بنیانگذار را در مقیاسی بزرگتر و پایدارتر حفظ میکنند. با این دید، هر محصول میتواند از قالب پروتوتایپ اولیه بیرون بیاید و به یک اکوسیستم منعطف و زنده تبدیل شود.
واقعاً جالب است که هر بار که از یک بنیانگذار فاصله میگیریم، به این فکر میافتیم که آیا میتوانند دستاوردهای خود را در بین افرادی که به آسانی از اصول اولیهشان فاصله میگیرند، حفظ کنند یا خیر. آیا طراحی و روح اولیه یک محصول میتواند بدون آن لمسی که به ایجاد آن کمک کرده، زنده بماند؟ به نظر میرسد این پرسش به نوعی ریشه در ترس از بیثباتی دارد؛ شاید در زندگی خودمان هم همین ترس وجود دارد که نکند بدون وجود افراد کلیدیامان، همهچیز فرو بریزد. حقیقت این است که در این تغییر، هم میتوانیم به فراموشی نزدیک شویم و هم به تکامل؛ اما کدامیک در نهایت بر ما غلبه خواهند کرد؟




