متن به بررسی صندلی تاشوی Nena اثر ریچارد ساپر میپردازد که نخستینبار در ۱۹۸۴ برای B&B Italia طراحی شد و اکنون در نسخهای بهروز برای ۲۰۲۶ بازگشته است. ویژگی متمایز این صندلی تنها قابلیت تا شدن نیست، بلکه کاهش شدید ضخامت پس از جمعشدن است که امکان آویزان کردن آن به دیوار یا داخل کمد را فراهم میکند. نویسنده تأکید میکند که ساپر بهجای تمرکز بر فرم یا مکانیسمِ نمایشی، مسئلهی «فضای اشغالشده» را بازتعریف کرده و تکنیک را چنان در ساختار حل کرده که محصول ظاهری ماشینی پیدا نکند. این رویکرد، صندلی را از یک شیء ثابت به عنصری تبدیل میکند که حضور و غیابش با نیاز کاربر تنظیم میشود. بازتولید Nena پس از چهار دهه نشان میدهد که دغدغهی فضاهای کوچک و زندگی منعطف، همچنان مسئلهای زنده و معاصر است. در نهایت، متن این اثر را نمونهای از «مبلمان زمانی» میداند که رابطهی شیء با فضا را در طول زمان مدیریت میکند.
بعضی صندلیها برای آن طراحی میشوند که در فضا حضور داشته باشند؛ Nena برای این طراحی شده که بتواند در لحظهای که به آن احتیاج ندارید، تقریباً از فضا حذف شود.
Nena یک صندلی تاشو از Richard Sapper است که نخستینبار در سال ۱۹۸۴ برای B&B Italia طراحی شد. ویژگی اصلی آن تنها قابلیت تا شدن نیست؛ صندلی پس از جمعشدن به اندازهای باریک میشود که میتوان آن را به دیوار یا داخل کمد آویزان کرد. (Richard Sapper)
این ایده، برای سال ۱۹۸۴، نگاه بسیار دقیقی به مسئلهی فضا بود.

مسئله واقعاً «صندلی» نیست؛ فضای اشغالشده است
یک صندلی معمولی دو وضعیت دارد:
یا در حال استفاده است، یا جایی در اتاق ایستاده و منتظر استفاده.
Nena این معادله را تغییر میدهد.
در وضعیت استفاده، یک armchair کامل است؛ اما وقتی کارش تمام شد، سازوکار تاشو آن اجازه میدهد ضخامت و حجم اشغالشده بهشدت کاهش پیدا کند. در نتیجه، مسئله از «کجا صندلی را بگذاریم؟» به «کجا آن را آویزان کنیم؟» تغییر میکند.
همین تغییر کوچک در تعریف مسئله، هستهی طراحی Nena است.

مهندسیِ سبکی
Sapper به فرمهای تکنیکی و حل مسائل پیچیده از طریق ساختار علاقه داشت و Nena نمونهی خوبی از همین رویکرد است.
در نسخهی بازطراحیشدهی ۲۰۲۶، B&B Italia ساختار را با فریم آلومینیومی لولهای، اتصالات آلومینیوم دایکست، پنل چوبی چندلایه برای نشیمن و پشتی و بالشتک روکششده تعریف کرده است. اتصالات مفصلی امکان تا شدن صندلی را فراهم میکنند.
اما نکته مهم این است که تکنولوژی در ظاهر محصول فریاد نمیزند.
هیچ مکانیزم نمایشی و پیچیدهای دیده نمیشود.
ساختار خودش طراحی است.
این یکی از ویژگیهای مهم کار Sapper است: حل مسئلهی فنی بدون اینکه محصول الزاماً ظاهر یک ماشین مهندسی را پیدا کند.

صندلیای که به دیوار میرود

یکی از جذابترین جزئیات Nena، امکان آویزان کردن آن است.
این ویژگی، مفهوم folding furniture را یک قدم جلوتر میبرد.
در بسیاری از مبلمان تاشو، هدف این است که محصول حجم کمتری اشغال کند. اما Nena علاوه بر کاهش حجم، برای آن یک وضعیت ذخیرهسازی مشخص تعریف میکند.
صندلی در زمان عدم استفاده، بخشی از معماری خانه میشود؛ تقریباً مانند یک لباس که روی چوبلباسی قرار گرفته است.
حتی در معرفی اولیهی محصول نیز این ویژگی مورد توجه قرار گرفته بود؛ منابع معاصر طراحی، به فریم تاشو و امکان آویزان شدن Nena روی قلاب اشاره کردهاند.

۱۹۸۴ یا ۲۰۲۶؟
جالب اینکه B&B Italia در ۲۰۲۶ دوباره Nena را به مجموعه خود بازگردانده است. برند، این بازگشت را نه صرفاً احیای یک محصول قدیمی، بلکه بازخوانی یک ایدهی همچنان معاصر معرفی میکند: lightness، strength و flexibility. (B&B Italia)
این موضوع اتفاقاً نکته مهمی برای طراحی فرنیچر است.
در سال ۱۹۸۴ مسئله میتوانست کمبود فضا و نیاز به مبلمان منعطف باشد؛ امروز نیز خانههای کوچک، فضاهای چندمنظوره و زندگی متحرک همان مسئله را با شکل دیگری مطرح میکنند.
یعنی یک طراحی خوب لزوماً «قدیمی» نمیشود؛ اگر مسئلهای که حل میکند هنوز وجود داشته باشد.
Richard Sapper؛ طراح میان صنعت و زندگی
نکته مهم برای طراحی فرنیچر
Nena نمونهی خوبی برای مفهوم Temporal Furniture است؛ مبلمانی که عملکرد و حضور فیزیکیاش را با زمان تغییر میدهد.
یک صندلی میتواند:
Chair → Folded Object → Stored Object
باشد.
این نگاه، سؤال جالبی برای طراح ایجاد میکند:
اگر یک محصول فقط در ۲۰٪ زمان زندگیاش مورد استفاده قرار میگیرد، چرا باید ۱۰۰٪ زمان، همان حجم را اشغال کند؟
از همین سؤال میتوان به طراحیهای تاشو، جمعشونده، آویزانشونده، Stackable و حتی مبلمان Transformable رسید.
مطلب مرتبط: کولهصندلی ترکیب دو عملکرد: Backpack Chair
ما معمولاً اشیاء را برای لحظهی استفادهشان طراحی میکنیم، اما فراموش میکنیم که بیشتر عمر آنها در حالت انتظار میگذرد. تنش پنهان اینجاست: چرا باید برای بیست درصد کاربرد، صد درصد فضا را گروگان بگیریم؟ Nena این معادله را با طراحیِ «غیاب» حل میکند، نه فقط حضور. نوآوری واقعی در لولاها یا آلیاژ آلومینیوم نیست؛ در این جسارت است که یک شیء اجازه دارد وقتی به کار نمیآید، محو شود و فضا را پس بدهد. این نگاه ما را به مکث وامیدارد: چند چیز دیگر در زندگیمان هست که فقط بهخاطر عادتِ حضور، جای ما را تنگ کردهاند؟ شاید طراحی خوب، قبل از آنکه دربارهی ساختن باشد، دربارهی یادگیریِ پسکشیدن بهموقع است.
اگر این مطلب برات جالب بود، شاید این ایدهها مسیرت را شفافتر کنند.
برای مشاهده پیشنهاد شخصیسازیشده هوشیار وارد حساب کاربری خود شوید.





