متن به معرفی برند کیف و کفش ایرانی ویزلند میپردازد که در تلاش است تا نیازهای مختلف مشتریان را برآورده کند. این برند با شعار «ویزلند جز شما سفیری ندارد» تلاش میکند که محصولات متنوعی را برای اقشار مختلف جامعه عرضه کند. تاریخچه تأسیس و موفقیتهای این برند، از جمله تأسیس در سال 1394 و افتتاح بیش از 40 شعبه در شهرهای مختلف ایران، مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین، ویزلند به تولید اقلام دیگری مانند جوراب و دفتر با جلد چرمی نیز پرداخته و تلاش دارد تا از طریق فروشگاه اینترنتی به تمامی نقاط کشور خدمات ارائه دهد.

مبحث طراحی کیف و کفش علاوه بر رفع نیاز افراد، یک فعالیت هنری نیز است، بنابراین طراحان خوش ذوق زیادی در این زمینه فعالیت دارند. در اینجا قصد دارم شمارو بایکی از خلاق ترین و با کیفیت ترین برندهای کیف و کفش ایرانی معرفی کنم، یعنی برند ویزلند ، با من همراه باشید؛
سایت رسمی ویزلند: vizland.ir
کیف و کفش ها یکی از مهمترین قسمت ها در استایل هر شخص است، شما چه بخواهید به یک مهمانی رسمی بروید و یا یک پیاده روی معمولی نیاز به پوشیدن کفش دارید، همین موضوع باعث شده است که صنعت مد و فشن و شرکت های مختلف تولیدی کفش، نیز دست به کار شده و کفش هایی متناسب با موقعیت های مختلف طراحی، تولید و به بازار عرضه کنند.
از طرفی کیف یکی از اکسسوری های جذاب مخصوصا در بین خانم ها است، با این وجود بسیاری از آقایان نیز به این اکسسوری جذاب و پرکاربرد علاقه نشان داده اند؛ کیف به حدی در صنعت مد و فشن جذاب است که یکی از اجزای تکمیل کننده استایل هر فرد شناخته می شود. به همین دلیل طراحی کیف به عنوان حوزه ای جذاب برای طراحان مد شناخته شده است.

صنعت تولید کیف و کفش، صنعت وسیع و گستردهای است. در سالهای اخیر با مد شدن کارهای هنری و جوانپسند، خلا این نوع کارها در صنعت کیف و کفش ایران حس میشد تا اینکه ویزلند پا به میدان گذاشت تا بتواند پاسخگوی نیازهای همه اقشار باشد و جوانان ایرانی برای داشتن سبک موردعلاقه خود دست به دامن طراحان ترکیهای و دلالان نشوند.
در ادامه چند نمونه از کارهای ویزلند رو از صفحه اینستاگرامشان گذاشتم که مشاهده میکنید:
داستان ویزلند
در آیندهای که همه چیز به سمت تجملات و برندهای بزرگ میرود، ویزلند با ایدهای ساده و در عین حال جسورانه، سعی دارد که معنای مد را برای همه قابل دسترس کند. این برند نه تنها تلاش دارد تا شکافهای موجود در بازار هنر را پر کند، بلکه سعی دارد تا احساس آیندهنگری را در جوانان ایجاد کند. اما آیا واقعاً این تلاش برای همه در دسترس است یا فقط برای یک قشر خاصی از جامعه؟ در اینجا پارادوکس جالبی وجود دارد: آیا ممکن است آنچه به عنوان «دسترسپذیری» تعریف میشود، در نهایت دنیایی مبتنی بر مصرف بیشتر باشد، حتی وقتی که شعارهای اولیه این برند چیزی دیگر میگوید؟




