ویکتور پاپانک: طراحِ باوجدان؛ کسی که طراحی را از ویترین پایین آورد | Victor Papanek
ویکتور پاپانک طراح محصول در سال ۱۹۲۵ در شهر وین متولد شد و پس از اقامت کوتاهی درانگلیس در سال ۱۹۳۹ به آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۹۴۶ به عنوان شهروند آمریکا پذیرفته شد. وی از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۸ به تحصیل رشته طراحی صنعتی و معماری در (Cooper Union) نیویورک و بعد در رشته مکانیک در انستیتو تکنولوژی ماساچوست (Massachusetts Institute Of Technology یا( MIT مشغول شد. وی سپس به تحقیقاتی در زمینه های مردم شناسی، روان شناسی و بیولوژی پرداخت.
اگر طراحی را فقط «زیبا کردن اشیا» میدانیم، Papanek این تصور را شکست.
او یکی از اولین کسانی بود که با صدای بلند گفت:
بیشتر طراحیهای صنعتی، نهتنها مفید نیستند، بلکه آسیبزنندهاند.
و این جمله، هنوز هم مثل یک وزنه سنگین روی میز طراحان افتاده است.

Victor Papanek کی بود؟
- طراح صنعتی
- نظریهپرداز طراحی
- معلم و منتقد اجتماعی
- متولد 1923 – درگذشته 1998
اما مهمتر از همه:
او طراحِ ناراضی از وضع موجود بود.
ویکتور پاپانک (Victor Papanek) را به نوعی میتوان بنیانگذار سبک «طراحی اجتماعی» در رشته طراحی دانست. او که متولد وین است، در رشتههای طراحی صنعتی، معماری، مهندسی مکانیک و مردمشناسی به تحصیل و پژوهش پرداخت و در سال ۱۹۷۱ با کتاب معروف خود «طراحی برای دنیای واقعی (Design For The Real World)» به تفکرکاپیتالیستی حاکم بر طراحی و معماری در زمانهی خود یورش برد. او در این کتاب توجه را به ابعاد اجتماعی و محیط زیستی کار طراحان جلب کرده و این قشر را در قبال وضعیت اجتماعی – اکولوژیکی جامعه جهانی مسئول میداند. او طراحی متعهدانه را نه راهی برای برآوردن خواستههای مردم، بلکه شیوهای میداند که از طریق آن نیازهای واقعی مردم کشف شده و برطرف میشود؛ در این نگاه طراحی باید همانقدر که در خدمت کشورهای پیشرفته و جهان اول است، به صورت ویژه به کشورهای در حال توسعهی جهان سوم نیز نطر داشته باشد. پاپانک معتقد است طراحان و خالقانِ حرفهای مسئولیتی دارند و باید با تعهد به این مسئولیت در راستای ایجاد تغییرات مثبت در جهان اطرافشان گام بردارند. تأثیرات اجتماعی ویکتور پاپانک در دنیای طراحی به اندازهای بود که برخی از صاحب نظران از وی با عنوان “پیامبر طراحی” یاد میکنند.
رزومه و تاثیرات
پاپانک بر اثر تحقیقات و تدابیری که برای کشورهای در حال توسعه اندیشید به معروفیت رسید. تز Low-Tech-Design وی با طراحی رادیو از ورق فلزی که با شعله شمع کار می کرد، به سفارش سازمان ملل (UN) در اندونزی در سال ۱۹۶۷ و طراحی یخچال با نیروی خورشیدی برای سازمان بهداشت جهانی (WHO) در سال ۱۹۸۲ به اوج خود رسید. وی به عنوان مشاور طراحی نیز فعالیت میکرد. در سال ۱۹۸۱ پاپانک برای دولت تانزانیا و نیجریه یک واکمن (Walkman) ارزان قیمت به نام Balla-Koya طراحی کرد، که جهت اطلاع رسانی نکات بهداشتی و کنترل جمعیت مردم به کار می آمد.
پاپانک پیشنهادات و توصیههای تئوری و عملی خود در زمینه دیزاین در کشورهای در حال توسعه را در سال ۱۹۷۱ در کتابی به نام Design For The Real World به تحریر در آورد. در کتاب دیگری به نام Design For Human Scale درسال ۱۹۸۳ نظراتش را در مورد طراحی انسانی و محیط زیستی به چاپ در آورد. او در سال ۱۹۹۸ در سن ۷۴ سالگی درگذشت.یک سری از طرح های وی امروزه در موزه ژرژ پمپیدو (Centre Georges Pompidou) در پاریس قابل مشاهده است.
« ویکتور پاپانک» طراح و استاد دانشگاه، در سال ۱۹۷۱ در قالب یک کتاب، اثری انقلابی در دنیای نظریات طراحی بر جای گذاشت : «طراحی برای دنیای واقعی» . او در این کتاب به تفکر حاکم بر طراحی صنعتی و معماری در آن زمان حمله کرد و با نقدی تیزبینانه گم شدن حلقه مفقودهای به نام اخلاق و معنویت را در طراحی یادآور شد. پس از این اثر سیل مقالات، پژوهشها و محصولات ملهم از این تفکر متولد شدند که گرایشهایی چون, Green Deisgn, Eco-Design, Human Centered Design , Experince Design, Social Deisgn, Interaction Deisgn و … را در سالهای بعد و زمان کنونی رقم زد.
کتابی که طراحی را تکان داد
📘 Design for the Real World (1971)
این کتاب یکی از تأثیرگذارترین کتابهای تاریخ طراحی است.
ایدههای کلیدی کتاب:
- طراحی نباید فقط برای مصرفکننده پولدار باشد
- طراح مسئول پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی کارش است
- زیبایی بدون مسئولیت = طراحی خطرناک
- طراحی باید به نیاز واقعی پاسخ دهد، نه میل مصنوعی
📌 این کتاب هنوز در بسیاری از دانشگاهها تدریس میشود، چون هنوز حل نشدهایم.
Papanek علیه طراحی تزئینی
او بهشدت مخالف بود با:
- طراحی برای فریب کاربر
- Planned Obsolescence (کهنهسازی عمدی محصول)
- طراحی بدون درک زمینه فرهنگی و انسانی
«طراحان صنعتی از خطرناکترین حرفههای جهان هستند.»
(بله، این جمله از اوست.)
نگاه Papanek به طراحی محصول
از نگاه او، طراحی یعنی:
| عنصر | سؤال طراح |
|---|---|
| کاربر | واقعاً چه کسی از این استفاده میکند؟ |
| محیط | بعد از استفاده چه بلایی سرش میآید؟ |
| فرهنگ | آیا این محصول به زمینه انسانی احترام میگذارد؟ |
| اقتصاد | آیا فقط سود میسازد یا ارزش؟ |
اگر بخواهیم با زبان باشگاه خودمان حرف بزنیم:
Papanek از ساخت محصول متنفر بود، اما عاشق پرورش محصول بود.
او به جای:
- «چه بسازیم؟»
میپرسید: - «آیا اصلاً باید بسازیم؟»
این سؤال، تمرین حرفهای سطح بالاست.
Papanek و طراحی امروز
متن گفت و گو مصطفی میرفندرسکی با ویکتور پاپانک
پاپانک به مدت سی سال با سازمان بهداشت جهانی یونسکو و یونیدو همکاری داشته و هنوز در زمره ی مراجع اصلی تئوری طراحی صنعتی به شمار میرود. او در حال حاضر، به نوشتن و تدریس در دانشگاه تگزاس مشغول است.
ویکتور پاپانک (Victor Papanek) برای طراحان صنعتی ایران نامی آشناست. این آشنایی بیشتر به خاطر کتاب معروفش،
طراحی برای جهان واقعی (Design For The Real World)به وجود آمده که گرچه بیش از بیست سال از انتشار آن میگذرد، ولی هنوز اعتبار و جذابیت خود را برای خواننده حفظ کرده است. اگر بتوان گرایشهای تئوریک طراحی صنعتی را به شرح زیر به سه بخش تقسیم بندی کرد، بی تردید می توان «ویکتور پاپانک» را به عنوان یکی از معروفترین پیروان گرایش سوم و شاید هم بنیانگذار آن دانست. این گرایشها عبارتند از : اول – گرایشی که بر ایجاد و تأمین تقاضای خرید کالا در سیستم سوداگرانه تأکید دارد و آمریکاییها و ژاپنیها مشخصترین پرچم داران آن هستند. دوم – گرایشی که به تشخیص نیازها و تقاضاهای جوامع کشورهای پیشرفتهی صنعتی و یافتن راه حلهای منطقی متناسب با مسائل زیست محیطی، اقتصادی و رفاهی – اجتماعی آنان میپردازد؛ معروفترین پیروان این گرایش، کشورهای اسکاندیناوی هستند. سوم – گرایشی که به کل جهان ، اعم از جوامع پیشرفته و جوامع عقب مانده ، به عنوان یک مجموعهی به هم پیوسته مینگرد. در این نگرش، طراح به مثابهی عنصری است که توان ایجاد تعادل در بین اجزای به هم پیوستهی جهان را دارد و مسؤولیتی تاریخی برای رفع معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جهان، با تکیه بر دانش و قابلیتهای خلاقهاش، برعهدهی اوست. کارنامهی پاپانک که گسترهی وسیعی از نوشتن ، گفتن و عمل را در دوره ای طولانی در نقاط مختلف دنیا و سازمانهای بین المللی به ویژه سازمان ملل دربرمیگیرد، حاکی از تعهد وی به نگرش سوم و نتایج مثبت و تاثیرات تفکرات او در جهان پیرامون ماست . تابستان امسال (۱۳۷۲) که برای شرکت در کنگره ی دوسالانهی ICSID در شهر «گلاسکو» اسکاتلند حضور داشتم، از پیش مطلع شده بودم که ایشان نیز به عنوان سخنران در کنگرهی مزبور شرکت دارد و موفق شدم از فرصت استفاده کرده، به منظور انعکاس نظریات وی در مجله ی دستاورد، مصاحبهی کوتاهی با او انجام دهم. در حین گفت وگو دائماً علاقهمندان وی برای آشنایی با او به ما نزدیک شده، صحبت را قطع میکردند. به همین دلیل مطالب زیر را نمیتوان یک مصاحبهی رسمی نامید. برگ سبزی است؛ تحفه ی درویش.
مصطفی میرفندرسکی: آقای پاپانک! شاید برایتان عجیب باشد، اما شما معروفترین شخصیت در بین طراحان صنعتی ایران – که البته تعدادشان زیاد نیست و از نظر سنی هم اغلب از من جوانتر هستند – میباشید. مجلهای را نیز که ملاحظه میکنید، حاصل فعالیت همانهاست که على رغم تعداد اندکشان، بسیار فعالند. من از سالها پیش، از طریق کتابتان با افکارتان آشنا بودهام و در فرصتهایی که به دست آوردهام، سعی کردهام نظریاتتان را برای نسل جدید طراحان صنعتی ایران توضیح دهم. متاسفانه سالهای زیادی است که از فعالیتهای شما بی خبر بودهام و حتی دفاتر سازمان ملل و یونسکو در ایران نتوانستهاند در یافتن نشانی شما به من کمکی کنند. آیا همکاریتان با سازمان ملل هنوز هم ادامه دارد؟
ویکتور پاپانک: از اینکه میشنوم طراحان صنعتی ایرانی با من آشنا هستند، خوشحالم. در سالهای گذشته، چند دانشجوی ایرانی داشتم که همگی جوانان فعال و باهوشی بودند و نمیدانستم که این رشته در ایران نیز وجود دارد. البته پس از فارغ التحصیل شدنشان، دیگر خبری از آنها ندارم. اما فکر نمیکنم که به ایران بازگشته باشند، چون به خاطر دارم که همگی ساکن آمریکا بودند… در مورد سازمان ملل نیز، سالهاست که همکاریام را با آنها قطع کرده ام. زیرا بخصوص در دوره ی به قدرت رسیدن جمهوریخواهان و نفوذ آنان در سازمان ملل، سازمانهایی مانند بونسکو و یونیدو دچار ضعف و فساد شدهاند و از اهداف خود به
دور افتادهاند. به همین دلیل من نیز دیگر ، همکاری با آنها را به صلاح ندانستم.
م.م: من شخصاً تصور میکردم که به خصوص در شرایط فعلی و تخفیف تنشهای سیاسی بین دو ابرقدرت، ناشی از نابودی شوروی، رسالت سازمان ملل برای حل مسائل جهانی افزایش یافته و قاعدتاً بایستی در این زمینه فعالتر شده باشد.
و.پ: متاسفانه این طور نیست و تاثیر قدرت متمرکز شدهی آمریکا، باعث ایجاد مساله شده است.
م.م: در شرایط کنونی، وضع جهان را چگونه ارزیابی میکنید و مسائل رودرروی طراحان صنعتی چه هستند؟
و. پ: مساله ی بزرگ جهان، نفعپرستی بی حد وحصر قدرتهای بزرگ و لطمهی عظیمی است که این موضوع به محیط زیست زده است. متاسفانه تسلط این ابرقدرتها بر ابزارهای ارتباط جمعی باعث شده که ابعاد فاجعه بسیار کوچکتر از آن چیزی که هست، نشان داده شود. به عنوان مثال، سال گذشته سیل عظیمی ایالات مرکزی و مجموعاً نیمی از کشور آمریکا را در خود فرو برد که میزان خسارات و تلفات به بار آمده بسیار بیشتر از تعدادی است که در سیستمهای خبری منعکس گردید. تمامی سعی دولتمردان در کوچک نشان دادن ابعاد قضبه و به خصوص سرپوش گذاشتن بر علل حادثه بود. عامل اصلی این سیل، به هم خوردن سیستم آب و هوایی نیمکره شمالی، ناشی از فعالیتهای غیرمسئولانهی کشورهای صنعتی و صدمه وارد کردن به اکوسیستم جهانی است . آمار و ارقام ، نشان دهندهی فدا شدن حقوق اساسی مردم جهان در برابر نفع پرستی عدهای کوچک ولی قدرتمند است که با ابزاری که در اختیار دارند، حقایق را وارونه جلوه میدهند و از تغییر روش خود در برخورد با حقوق دیگران، شانه خالی می کنند، فاجعهای که در کشور من رخ داد، قطعاً آخرین نخواهد بود و باید منتظر تکرار آن در سایر نقاط جهان نیز باشیم.
م.م: طراحان صنعتی به عنوان عضوی از جامعهی جهانی چه میتوانند بکنند؟
و.پ: متاسفانه بازار کسب و کار، طراحان مورد نیاز خود را خلق میکند. علی رغم اینکه در دو دههی گذشته به مسائل زیست محیطی در سطوح دانشگاهی توجه بیشتری شده است، ولی روند توسعهی صنعتی و تقسیم کار جهانی، آنان را به به دنبال خود میکشاند و طراحان جوان، برای کسب درآمد بیشتر، مسوولیتهای خود را برای ارتقاء کیفیات زندگی مردم فراموش میکنند و معمولا امکان اعمال نظریات تعیین کننده نیز به آنان داده نمیشود.
م.م: شما که تجربهای طولانی در کار و آموزش طراحان صنعتی کشورهای در حال توسعه داشتهاید، در مورد طراحان کشور من (ایران) که در شرایط خاص سیاسی و اجتماعی، زندگی، تحصیل و کار میکنند چه نظری دارید؟
و.پ: متاسفانه من آنچنان گرفتار بودهام که از اتفاقات روی داده در کشور شما در سالیان گذشته، بی اطلاعم و از اسلام هم چیز زیادی نمیدانم، ولی در همان حدِ دانش خویش تصور میکنم که شما از یک فرصت استثنایی در مقایسه با طراحان کشورهای دیگر -برخوردار هستید.
م.م: چگونه؟
و. پ: تا آنجا که میدانم، تفکر اسلامی دارای ارزشهای منحصر به فردی است. یکی از مهمترین این ارزشها، بخشش است. بخشش خصوصیتی است که میتواند انسان را قادر به گذشت سازد و در شرایطی که معیارهای اخلاقی و سایر ادیان بزرگ، هر روز در مقابل ضدارزشهای مادی ضعیفتر میشوند و طراحان نیز به تبع آن، جز به نفع شخصی نمیاندیشند، این فرصت کمیاب وجود دارد که طراحان ایرانی با برخورداری از نیروی بخشش و گذشتن از حرص و آز حاکم بر این حرفه، به مسائل جامعهی خود با دیدی جامع بنگرند و راه حل مناسب را بیابند. میدانم که در پیاده شدن یک جامعهی ایده آل مبتنی بر ارزشهای اسلامی، مشکلات زیادی بروز میکند. ولی طراحان جوان شما این شانس را دارند که همچنان که از نیروی اخلاقی این تفکر بهره میگیرند، در حفظ این ارزشها به طور واقعی و ملموسی موفق شوند و نتایج مادی کار خود را نیز مشاهده کنند.
م.م: شما اکنون به چه فعالیتی مشغولید؟
و.پ: اکنون بیشتر به آموزش و تدریس میپردازم و دربارهی کتاب جدیدم نیز در حال کار کردن هستم. در این کتاب به مسالهی محیط زیست ، بیشتر توجه شده است. فکر میکنم که سنم اجازهی فعالیتهایی به وسعت گذشته را نمیدهد.
م.م: آقای پاپانک! از اینکه وقتتان را به من دادید متشکرم. آیا میتوانم امیدوار باشم که این گفت و گو در آینده نیز ادامه پیدا کند و یک رشتهی ارتباطی بین من و سایر طراحان ایرانی با شما آن هم در دنیایی که خود، به خوبی از مشکلاتش در ارتباط باما طراحان آگاه هستید به وجود بیاید؟
و. پ: البته! خوشحال میشوم که از فعالیتهای شما بیشتر مطلع شوم و فاکس منزل من همیشه آمادهی دریافت پیامهای شماست
جمعبندی
Victor Papanek به ما یاد داد:
- طراح فقط حلکننده مسئله نیست
- طراح انتخابکننده مسئله است
این نوع تفکر
تمرین پایه است، نه درس تئوری.

