محصولات موفق باید به تقویت رفتار کاربران و شناخت نیازهای پنهان آنها بپردازند، به جای اینکه بخواهند عادات موجود را بهزور تغییر دهند. طراحی یک محصول باید بر اساس رفتارهای فعلی کاربران و تمرکز بر نتایج نهایی باشد، نه فرآیند. تجربه کاربری ساده و جذاب، بازخورد فوری و ارائه مشوقهای کوچک میتوانند به تثبیت عادات مطلوب کمک کنند. بهعلاوه، طراحی باید شخصیسازی شده و قابل پیشبینی باشد تا کاربران راحتتر با آن ارتباط برقرار کنند و از آن بهرهمند شوند. در نهایت، شناخت دقیق کاربران و همراستایی با نیازهای آنها کلید موفقیت یک محصول است.
محصولات موفق، رفتار کاربران را تقویت میکنند و نیازهای پنهانشان را هدف میگیرند، نه اینکه بخواهند عادات دیرینه را بهزور تغییر دهند. تغییر رفتار کاربران باید با دقت و شناخت انجام شود تا طراحی محصول به جای مقاومت، با استقبال مواجه شود.
در طراحی یک محصول، شما یک رفتار طراحی می کنید. مشتری به ندرت در مورد ظاهر یا احساس یک برنامه اظهار نظر می کند، در عوض آنها روی آنچه که برنامه به آنها کمک کرده است تمرکز می کنند.
- برنامه مالی – که به آنها در پس انداز کمک کرده.
- برنامه درمانی – که به آنها در کاهش وزن کمک کرده.
- برنامه سفر – که به آنها کمک کرد تا با دردسر کمتر هتل پیدا کنند.
و میخوام بگم اگر دارید یک محصول نوآورانه خلق میکنید که هیچی، میتونه تمام معماری محصول شما منحصر بفرد باشه اما اگر محصولی تولید میکنید که مشابهش قبل بوده تو مارکت دقت کنید که کاربرا معمولا دوست ندارن رفتارشونو تغییر بدن و ترجیح میدن به همون سبک و سیاق گذشته پیش برن.
🔍 مثالها در طراحی محصول:
- Duolingo: با گیمیفای کردن یادگیری زبان، به جای تغییر کامل رویکرد یادگیری، آن را جذابتر و سادهتر کرده است.
- Robinhood: بهجای آموزش مفصل سرمایهگذاری، با طراحی تجربه کاربری ساده و بصری، فرآیند معاملهگری را تسهیل کرده است.
- Uber: کاربران را به استفاده از حملونقل عمومی ترغیب نکرد؛ بلکه با ارائه تجربهای راحتتر، نیاز به تاکسی یا خودروی شخصی را کاهش داد.
- Peloton: با افزودن عنصر اجتماعی به ورزشهای خانگی، انگیزه کاربران را برای ورزش مداوم افزایش داده است.
- Canva: بهجای تغییر روش طراحی گرافیکی، ابزارهایی ساده و جذاب برای غیرطراحان فراهم کرده است.
🚀 نکات پیشرفته
- رفتار منطقی و غیرمنطقی: افراد همیشه تصمیمات منطقی نمیگیرند. شناسایی انگیزههای احساسی، مانند حس تعلق یا پاداش، میتواند جذابیت محصول را افزایش دهد.
- بازخورد فوری: ارائه بازخوردهای آنی (مثلاً نمایش پیشرفت کاربر یا تشویق او) باعث تقویت عادات مطلوب میشود.
- تمرکز بر نتایج، نه فرآیند: کاربران به نتیجه نهایی اهمیت میدهند. محصولی که سریعتر و آسانتر به نتایج موردنظر میرساند، موفقتر است.
- تکرار، کلید موفقیت است: برای تثبیت رفتارهای جدید، طراحی محصول باید کاربران را به استفاده مداوم تشویق کند.
- جذب اولیه: در محصولات جدید، تمرکز کنید که اولین تجربه کاربر بینقص و ساده باشد. این تأثیر اولیه، رفتارهای بعدی را شکل میدهد.
⚙️ راهکارهای طراحی:
🎯 جمعبندی:
طراحی برای تغییر رفتار، بیش از هر چیز نیازمند شناخت دقیق کاربران و اهداف آنهاست. اگر بتوانید بهجای تحمیل تغییرات بزرگ، با نیازهای کاربران همسو شوید، محصول شما نهتنها موفق خواهد بود، بلکه در زندگی کاربران جایگاه پایدار پیدا میکند.
فکر کردن درباره طراحی رفتار به این معنی است که طراحان محصول می توانند فرصتهای جدید بازار را شناسایی کنند. در طراحی محصول افراد را چه آنها که عملکرد غیر منطقی دارند و چه منطقی مورد هدف قرار می دهند. وقتی این ویژگی ها با اهداف رفتاری مطابقت داشته باشند، آنها به خودی خود کشش ایجاد می کنند. طراحی رفتار عوامل پنهانی را نشان می دهد که طراح محصول می تواند برای رفع نیازهای بازار از آنها استفاده کند.
یک فرض ناپیدا در این متن، این است که باور به تغییر رفتار کاربران، بدون در نظر گرفتن زمینههای فرهنگی و اجتماعی، میتواند منجر به شکست طراحی محصول شود. این فرض نشان میدهد که قابلیت جذب و موفقیت یک محصول بهطور مستقیم با شناخت عمیق از نیازهای کاربران و سازگاری با ارزشها و عادات فرهنگی آنها مرتبط است. در نتیجه، اگر طراحان از این جنبه غافل شوند، ممکن است برای راهکارهای جدید یا نوآورانه خود با مقاومت مواجه شوند و نتوانند به ایجاد ارزشهای پایدار دست یابند.
اگر این مطلب برات جالب بود، شاید این توصیهها مسیرت را برای ادامه مطالعه شفافتر کنند:
در حال شخصی سازی پیشنهاد…




