استیو کروگ یکی از طراحان برجسته در زمینه تجربه کاربری (UX) است که تحصیلات خود را در رشتههای مهندسی برق و روانشناسی گذرانده و به مدت دو دهه با شرکتهای بزرگ برای طراحی وبسایتهای کاربرپسند همکاری کرده است. او ابتدا به دلیل کتاب خود "Don’t Make Me Think" شناخته شد که هنوز هم به عنوان منبعی کلیدی در طراحی دیجیتال معرفی میشود. کروگ معتقد است طراحی باید ساده و قابل فهم باشد و کاربران وقت و انرژی برای فکر کردن ندارند. او همچنین به برگزاری کارگاهها و ارائه مشاوره در زمینه طراحی تجربه کاربر میپردازد. به طور کلی، فلسفه طراحی او بر کاهش پیچیدگی و بهبود قابل استفاده بودن متمرکز است.
استیو کروگ یکی از برجستهترین طراحان سمت کاربر و سناریست طراحی تجربه کاربری (UX) در جهان است که پس از گذراندن دوران تحصیلاتش در رشتههای مهندسی برق و روانشناسی، به عنوان یکی از متخصصان بزرگ در دنیای طراحی شناخته شد.
کروگ دو دهه از زمان خود را صرف همکاری با شرکتهای بزرگ برای ساخت و طراحی وبسایتهای کاربرپسند کرده است. کروگ پورتفولیو بسیار قوی دارد.

استیو کروگ تجربه کاربری را ارتقاء شرایطی می داند که در آن شرایط مشخص می شود یک تجربه کاربری چقدر می تواند مفید، ساده، خواستنی، قابل بازاریابی و اعتیاد آور باشد. اگر بخواهیم User Side Design را از دلِ رفتار واقعی انسان بفهمیم—نه از اسلاید و فریمورک—اسم Steve Krug مثل یک تابلو راهنمای بزرگ وسط جاده ظاهر میشود. او طراحِ پیچیدگی نبود؛ طراحِ کاهش رنج شناختی بود.
کروگ بیشتر به خاطر کتابش “باعث نشو من در مورد تعامل انسان و کامپیوتر و قابلیت استفاده در وب” فکر کنم، مشهور است.
وی همچنین ریاست یک شرکت مشاوره ای یک نفره به نام Advanced Common Sense را بر عهده دارد.
Steve Krug کیست؟
- UX Consultant
- نویسنده
- منتقد بیرحم پیچیدگیهای بیدلیل
- و از معدود افرادی که UX را از فضای نخبگانی آورد وسط زندگی روزمره
Krug نه فیلسوف UX بود، نه تکنولوژیزده؛
او بیشتر شبیه یک مکانیک رفتار انسان بود:
گوش میداد، نگاه میکرد، و چیزهایی را که کار نمیکرد، ساده میکرد.
رزومه و تاثیرات:
کراگ نویسنده کتاب معروفی به نام Don’t Make Me Think یا “مرا به فکر ننداز” هست. اگرچه این کتاب بیش از بیست سال پیش نوشته شده، اما هنوز هم به عنوان یک راهنمای ضروری برای طراحان دیجیتال شناخته میشود. این کتاب مفهوم کاربردپذیری (Usability) را بررسی کرده و نکات عملی برای ساخت وبسایت یا اپلیکیشنی که استفاده از آن برای همه آسان باشد، را ارائه میدهد. استیو کراگ در این کتاب از نمونههای دنیای واقعی استفاده کرده است.
📘 Don’t Make Me Think (2000)
این کتاب یک بیانیه است، نه فقط یک کتاب UX.
ایدهی مرکزی:
کاربر وقت، انرژی و حوصله فکر کردن ندارد. اگر مجبورش کنی فکر کند، باختهای.
این جمله، فقط مخصوص وبسایت نیست؛ برای صندلی، در، اپ، دستگاه، فرم، منو، کنترل، حتی قاشق هم صادق است.
کتاب اصول طراحی واکنشگرا
او نویسنده کتاب Responsive Design Principles یا “اصول طراحی واکنشگرا” هم است و با شرکتهایی مانند گوگل، Rdio، Apple و Yahoo همکاری کرده است.
کراگ همچنین مدیر عامل یک آژانس طراحی تجربه کاربر است. وبلاگ او شامل نکات بسیار مفید برای طراحان است.
کروگ کارگاه های داخلی را ارائه می دهد که در آن آنها تست قابلیت استفاده از طریق خود را آموزش می دهند و در مورد استراتژی های استفاده از وب به مشتریان مشاوره هدفمندی ارائه می دهند.
کروگ اقدام به انتشار Rocket Surgery Made Easy: راهنمای انجام کار خودتان برای یافتن و رفع مشکلات کاربردی در سال 2009 کرد.
مفاهیم کلیدی در تفکر Steve Krug
1️⃣ Self-Evident Design
طراحی خوب توضیح نمیخواهد.
اگر نیاز به آموزش دارد، یعنی طراحی شکست خورده.
2️⃣ Visual Hierarchy
چشم انسان اول تصمیم میگیرد، بعد مغز توجیه میکند.
اگر سلسلهمراتب بصری درست نباشد، بهترین UX Flow هم دیده نمیشود.
3️⃣ Noise Reduction
هر عنصر اضافه = یک فکر اضافه.
Krug عاشق حذف بود، نه اضافه کردن.
4️⃣ Usability Testing ساده و زودهنگام
«با ۵ کاربر تست کن، نه با ۵۰ تا اسلاید.»
او مخالف تحقیقات پیچیدهی دیرهنگام بود؛
طرفدار دیدن آدم واقعی، در حال تقلا.
گفتگو با استیو کرا در موضوع طراحی UX
Steve Krug فقط برای دیجیتال نیست
مقایسه کوتاه: Krug vs طراحان امروز
| Steve Krug | ترندهای امروز |
|---|---|
| سادگی رفتاری | پیچیدگی بصری |
| تست سریع | ارائههای طولانی |
| حذف | فیچرهای نمایشی |
| احترام به خستگی کاربر | سوءاستفاده از توجه |
جمعبندی
Steve Krug به ما یاد نداد چطور طراحی را باهوش کنیم؛
یاد داد چطور کاربر را خسته نکنیم.
در دنیایی که همه دنبال «wow effect» هستند،
Krug دنبال این بود که کاربر بگوید:
«اوکی… منطقی بود.»
تمرین Design Gym به سبک Krug 🏋️♂️
- یک محصول فیزیکی انتخاب کن
- بدون توضیح دادن، بده دست یک نفر
- فقط نگاه کن، حرف نزن
- هرجا مکث کرد، طراحی مقصر است
منابع بیشتر برای مطالعه در وب سایت رسمی استیو کراگ: Steve Krug | Usability, mostly. (sensible.com)
چقدر عجیب است که استیو کروگ به عنوان یک طراح، بارها ما را به یاد خستگی ذهنیمان میاندازد؛ در حالی که دنیای امروزی ما پر از پیچیدگیها و اطلاعات اضافی است. آیا واقعاً میخواهیم که زندگی آسانتر شود، یا شاید به نوعی، خودمان را در این حجم از اطلاعات و جزئیات غرق کردهایم؟ وقتی کروگ میگوید "Don’t make me think"، آیا این یک دعوت به سادگی است یا تلاشی است برای فرار از بار سنگین انتظاراتی که خودمان بر دوش خود گذاشتهایم؟ این سؤال بیپاسخ در ذهنم میماند…




