متن به توضیح مفهوم بازار نیچ یا نیش مارکت میپردازد که شامل گروهی از مخاطبان با نیازها یا ویژگیهای خاص است. این بازارها نسبت به بازارهای عمومی کوچکتر اما وفادارتر و مشخصتر هستند. طرح محصول بر اساس این مفهوم میتواند به خلاقیت و تصمیمگیری در طراحی کمک کند. متن به نوآوریهایی که در بازار نیچ شکل میگیرند، اشاره دارد و مثالهایی از انواع این محصولات و خدمات را ارائه میدهد. بهطور کلی، نیچ مارکتها به طراحان این امکان را میدهند که به دلیل نیاز واقعی کاربران، راهحلهای جدید و خاصی را مورد آزمایش قرار دهند.
نیش یا نیچ مارکت به گروهی از مخاطبان گفته میشود که نیازها یا ویژگیهای خاص دارند و به همین دلیل توسط بازار گسترده یا محصولهای اصلی پوشش داده نمیشوند. برخلاف بازار عمومی، نیش مارکتها کوچکتر، اما وفادارتر و مشخصتر هستند.
وقتی دربارهی «Niche Market» یا بازار نیچ صحبت میکنیم، داریم به آن بخش کوچکی از بازار نگاه میکنیم که نیازها و خواستههای خاص و مشخصی دارد، نه بازار گسترده و عمومی. در طراحی محصول، درک این مفهوم میتواند مسیر خلاقیت و تصمیمگیری شما را به شدت تغییر دهد، چون به جای رقابت مستقیم با برندهای بزرگ، میتوانید سراغ مخاطبهایی بروید که احساس میکنند محصول شما دقیقاً برای آنها ساخته شده است.

بازار نیچ همیشه با تخصص، شخصیسازی و تفاوت معنا پیدا میکند. مثلاً در دنیای لوازم خانگی، به جای ساخت یک جاروبرقی عمومی که همه میخرند، میتوان محصولی طراحی کرد که مخصوص کسانی باشد که حیوان خانگی دارند و نیاز به جمعآوری موی حیوانات از فرش و مبل دارند. یا در حوزه پوشاک، به جای لباسهای عمومی، لباسهایی تولید کنید که برای سایزهای کمتر رایج یا نیازهای ویژه طراحی شدهاند.
از منظر طراحی محصول، ورود به یک نیچ مارکت یعنی:
- تمرکز روی تجربهی کاربری واقعی و شخصیسازی شده: هر جزئیات باید برای مخاطب خاص معنا داشته باشد.
- استفاده خلاقانه از متریال و تکنولوژی: محصولی که حس خاص بودن بدهد یا مشکلی که محصولات رایج حل نکردهاند را حل کند.
- هویت برند شفاف و مشخص: نیچ مارکتها بیشتر از هر چیز به داستان و هویت برند حساس هستند، چون مخاطب میخواهد با محصول همذاتپنداری کند.
نیچ بودن همیشه به معنای کوچک بودن بازار نیست. گاهی همین تمرکز میتواند شما را تبدیل به مرجع یک بخش خاص کند و با توسعه هوشمندانه، بازارتان را گسترش دهید. موفقترین محصولات نیچ، آنهایی هستند که از دل یک مشکل واقعی و ملموس متولد شدهاند و طراحی محصول را با دقت برای همان مشکل شکل دادهاند.


چرا طراحی برای نیچ مارکت اغلب نوآورانهتر است؟
- نیاز واقعی = خلاقیت واقعی
در نیش مارکت، کاربران فقط «میخواهند» نیستند، آنها «نیاز دارند».
نیاز واقعی باعث میشود طراحان راهحلهای جدید بسازند که در بازار بزرگ معمولاً امتحان نمیشوند. - بازار کوچک، آزادی بزرگ
وقتی مخاطب محدود است، تیمها میتوانند ریسک بیشتری کنند.
محصول میتواند عجیب، خاص و حتی ناپخته باشد تا یاد بگیریم چه چیزی جواب میدهد. - وفاداری بالا
کاربران نیش مارکت، اگر نیازشان برآورده شود، بسیار وفادارند.
این وفاداری به طراح امکان میدهد ایدههای جسورانه را امتحان کند. - آزمایشگاه نوآوری
بسیاری از نوآوریها ابتدا در نیش مارکتها شکل میگیرند و بعد به بازار عمومی میآیند.
مثالها:- Daylight Bank برای جامعه LGBTQ+
- نئوبانکهای زنانه یا مهاجر محور
- Nike FlyEase برای افراد دارای معلولیت
در بازارهای اشباعشده، محصولی که «برای همه» طراحی شده باشد، معمولاً برای هیچکس عمیق نیست. نیشمارکتها جایی هستند که طراحی دوباره معنا پیدا میکند؛ جایی که محصول نه فقط مسئله را حل میکند، بلکه هویت، زبان و تجربهی زیستهی یک گروه مشخص را جدی میگیرد.


بیشتربخوانید: در ادامه، ۱۴ محصول و سرویس از حوزههای مختلف را میبینیم که هرکدام با تمرکز بر یک نیش مشخص شکل گرفتهاند؛
1. Daylight Bank | فینتک
نیش: جامعه LGBTQ+
نئوبانکی که خدمات مالی را با درک عمیق از مسائل هویتی، امنیت روانی و نیازهای خاص این جامعه طراحی کرده. زبان ارتباطی، فرمها و حتی سیاستهای حریم خصوصی، همگی بازتعریف شدهاند.
نکته طراحی: بانک بهعنوان «فضای امن»، نه صرفاً ابزار مالی.
2. Ellevest | سرمایهگذاری
نیش: زنان
پلتفرم سرمایهگذاری که الگوریتمهایش را بر اساس مسیر شغلی، وقفههای کاری (مانند بارداری) و شکاف دستمزد جنسیتی تنظیم کرده است.
نکته طراحی: دادههای جنسیتی بهعنوان ورودی طراحی، نه حاشیه.
3. Clue | سلامت
نیش: سلامت قاعدگی و بدن زن
اپلیکیشنی برای پایش چرخه قاعدگی، با زبان علمی و غیرکلیشهای. بدون صورتیسازی افراطی، بدون شرم.
نکته طراحی: بدن زن = دادهی معتبر.
4. Finimize | آموزش مالی
نیش: حرفهایهای جوان با زمان کم
اخبار و تحلیل مالی در قالب خلاصههای قابلهضم. نه برای تریدرها، نه برای مبتدیها؛ برای «کاربر خسته اما کنجکاو».
نکته طراحی: احترام به زمان کاربر.
5. Back Market | تجارت الکترونیک
نیش: مصرفکنندگان آگاه محیطزیست
بازار تخصصی محصولات الکترونیکی بازسازیشده. تجربه خرید تمیز، شفاف و بدون حس «دستدوم بودن».
نکته طراحی: پایداری بهعنوان ارزش برند، نه پیام تبلیغاتی.
6. Revolut <18 | فینتک
نیش: نوجوانان و والدین
نسخهای از بانک دیجیتال برای آموزش مالی به نوجوانان، با کنترل والدین و زبان ساده.
نکته طراحی: آموزش مالی بهعنوان تجربه روزمره.
7. Notion for Startups | ابزار کار
نیش: تیمهای نوپا
نسخهای از Notion با الگوها، اعتبار رایگان و زبان مناسب استارتاپها.
نکته طراحی: محصول واحد، روایت متفاوت.
8. Hims & Hers | سلامت
نیش: سلامت جنسی و روانی مردان / زنان
برندهایی که تابوهای پزشکی را با طراحی مستقیم، صادق و دیجیتالشده میشکنند.
نکته طراحی: طراحی برای مسائل خجالتآور، بدون خجالت.
9. Calm | سلامت روان
نیش: کاربران دچار استرس مزمن
نه فقط مدیتیشن؛ بلکه طراحی تجربهای آرام، با صدا، تایپوگرافی و ریتم حسابشده.
نکته طراحی: UI بهعنوان تنظیمکنندهی اعصاب.
10. Too Good To Go | فودتک
نیش: کاهش ضایعات غذایی
اپلیکیشنی برای خرید غذای مازاد رستورانها. طراحی ساده، مأموریت شفاف.
نکته طراحی: اخلاق، اگر خوب طراحی شود، میفروشد.
11. Otter.ai | بهرهوری
نیش: جلسات کاری و آموزش
ضبط و تبدیل گفتار به متن برای تیمها، دانشجویان و خبرنگاران.
نکته طراحی: حذف کارهای نامرئی.
12. Bark | فناوری خانواده
نیش: والدین نگران امنیت دیجیتال
نظارت هوشمند بر فعالیت آنلاین کودکان، بدون جاسوسی افراطی.
نکته طراحی: تعادل میان کنترل و اعتماد.
13. Ableton Live | ابزار خلاق
نیش: موزیسینها و هنرمندان الکترونیک
نرمافزاری که منطقش بیشتر شبیه ساز موسیقی است تا نرمافزار کلاسیک.
نکته طراحی: ابزار، باید به زبان کاربر فکر کند.
14. Excalidraw | طراحی
نیش: تفکر بصری سریع
نه برای گرافیستها، نه برای مهندسان؛ برای «فکر کردن با دست».
نکته طراحی: نقصِ کنترلشده = خلاقیت.
مکث حرفهای
فکر میکنم ما به سادگی نادیده میگیریم که در این بازارهای بزرگ، چه تعداد انسان فراموش شدهاند. چه بسا تقاضاها در دل جامعه، حضور دارند، اما صداهای آنها به گوش کسی نمیرسد. در حالی که طراحی برای نیچها، هدف را فراتر از محصول و برند قرار داده، باادبیات عمیقتری در ارتباط با هویت انسانی تجزیه و تحلیل میشود. چه میشود اگر به جای دنبال کردن جمع، به نیازهای خاص یک فرد گوش دهیم؟ آیا این کار ما را به انسانیت نزدیکتر نمیکند یا شاید در نهایت ما را از دنیای بزرگتری که میشناسیم دور میسازد؟




