الهام از کتاب Scale “جفری وست” در شهرسازی و معماری
کتاب «مقیاس» نوشته جفری وست به بررسی قوانین مقیاسپذیری در سیستمهای مختلف مانند زیستشناسی، اقتصاد و طراحی شهری میپردازد و تأکید میکند که با افزایش اندازه، روندهای مختلفی در انرژی، طول عمر و نوآوری در موجودات زنده و جوامع به وجود میآید. او توضیح میدهد که در حیوانات، بزرگتر شدن منجر به کندی متابولیسم و افزایش طول عمر میشود، در حالی که در شهرها، افزایش جمعیت بهینهسازی مصرف منابع را به همراه دارد، اما باعث رشد بیرویه نوآوری و مسائل اجتماعی میگردد. این کتاب نشان میدهد که برای طراحی مؤثر شهرها و زیرساختها، باید به رشد غیرخطی نیازها و تغییرات اجتماعی توجه کرد و فضاهای انعطافپذیری برای تطابق با تغییرات اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرد. در نهایت، تحلیلهای وست به معماران و شهرسازان کمک میکند تا با استفاده از معادلات توانی، نیازهای زیرساختی را بهطور واقعیتر پیشبینی کنند.
کتاب «مقیاس» (Scale) اثر جفری وست (Geoffrey West) یکی از مهمترین کتابها در تلاقی فیزیک، زیستشناسی، اقتصاد و طراحی شهرهاست. شعار اصلیاش هم دقیقاً همین است: اندازه مهم است، خیلی هم مهم!
ایده مرکزی کتاب:
وست میگوید در جهان، از سلولهای زنده گرفته تا حیوانات، شرکتها و شهرها، قوانین مقیاسپذیری (Scaling Laws) تکرار میشوند. یعنی ریاضیاتی پنهان وجود دارد که تعیین میکند موجودات و سیستمها وقتی دو برابر بزرگتر میشوند، چه اتفاقی برای انرژی، طول عمر، رشد و نوآوری میافتد.

🧬 در زیستشناسی
- حیوانات کوچک مثل موش خیلی سریع متابولیسم دارند و زود میمیرند.
- حیوانات بزرگ مثل فیل یا نهنگ کندترند، اما طولانیتر عمر میکنند.
- قانون معروف ¾ یا scaling law: وقتی اندازه موجود زنده ۱۰ برابر میشود، مصرف انرژیاش فقط حدود 7 برابر افزایش مییابد (نه ۱۰ برابر).
🏙️ در شهرها
- وقتی جمعیت شهری دو برابر شود، مصرف انرژی یا زیرساختها کمتر از دو برابر افزایش مییابد (چون صرفهجویی مقیاس وجود دارد).
- اما جالبتر اینکه نوآوری، ثروت، جرم و حتی بیماریهای اجتماعی بیشتر از دو برابر رشد میکنند! یعنی شهرها بهطور طبیعی موتور نوآوری و بحراناند.
🏢 در شرکتها
- شرکتها برعکس شهرها هستند: هر چه بزرگتر شوند، کاراییشان بالا میرود ولی نوآوریشان میمیرد.
- به همین دلیل اکثر شرکتهای بزرگ در نهایت پیر و منجمد میشوند، مگر اینکه مثل یک «شهر» دائماً خون تازه تزریق کنند.
درک شهر بهعنوان «موجود زنده»
وست میگه: شهرها مثل موجودات زندهاند اما با یک تفاوت کلیدی.
- بدن موجود زنده وقتی بزرگتر میشه → کارآمدتر اما کندتر میشه و عمرش طولانیتر میشه.
- شهر وقتی بزرگتر میشه → مصرف منابع کارآمدتر میشه (مثلاً شبکهی برق یا طول جادهها با نرخ ۰.۸۵ رشد میکنن، نه خطی)، اما فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی بیشتر از خطی رشد میکنن (با توان حدود ۱.۱۵).
📍یعنی یک مهندس عمران/شهرساز باید بفهمه که:
- برای زیرساختهای فیزیکی (خیابان، لولهکشی، ایستگاههای آتشنشانی…) نیاز به رشد «زیرخطی» داریم → صرفهجویی مقیاس.
- برای زیرساختهای اجتماعی/اقتصادی (مراکز فرهنگی، حملونقل عمومی، فضاهای نوآوری، مراکز کارآفرینی، حتی کلینیکها) باید انتظار رشد «فوقخطی» داشته باشیم → یعنی فشار و نیاز به این فضاها همیشه سریعتر از زیرساختهای فیزیکی بالا میره.



کاربرد مستقیم برای طراحی و برنامهریزی
الف) برآورد نیازها با معادلات توانی
به جای پیشبینی خطی (مثلاً «اگر جمعیت ۲ برابر بشه، باید ۲ برابر خیابون بسازیم») →
با قوانین وست میتونیم پیشبینی کنیم:
- طول جادهها ≈ جمعیت^۰.۸۵
- مصرف انرژی ≈ جمعیت^۰.۸۵
- تعداد پمپبنزینها ≈ جمعیت^۰.۸۵
- نوآوری (ثبت اختراع، GDP سرانه، فعالیتهای هنری) ≈ جمعیت^۱.۱۵
این یعنی یک معمار/مهندس میتونه از همون اول تخمین بزنه:
- در یک شهر ۵۰۰ هزار نفری چه طول خیابانی کافی خواهد بود؟
- در یک شهر ۵ میلیون نفری چقدر فضا برای فعالیتهای فرهنگی یا تجاری باید پیشبینی کرد؟
ب) طراحی زیرساختهای «انعطافپذیر»
چون بخش اجتماعی/اقتصادی سریعتر از زیرساخت فیزیکی رشد میکنه، باید فضاها قابلیت تغییر کاربری داشته باشن.
مثلاً:
- یک زمین بازی کوچک بعداً بتونه به مرکز اجتماع یا کافه فرهنگی تبدیل بشه.
- پارکینگهای طبقاتی بتونن در آینده به فضاهای کاری یا آموزشی تغییر پیدا کنن.
- خیابانها باید طوری طراحی بشن که همزمان از حملونقل خودرو به حملونقل اشتراکی یا دوچرخه تغییر کنن.
ج) حملونقل و ترافیک
وست نشون میده که تقاضای حملونقل مستقیماً به مقیاس شهر گره خورده.
- تعداد خودروها و مصرف بنزین → رشد زیرخطی (۰.۸۵)
- اما ازدحام و ترافیک → رشد فوقخطی (۱.۱۵)
یعنی یک مهندس حملونقل باید بفهمه: صرف ساخت اتوبان بیشتر جواب نمیده، چون رشد اجتماعی و تراکم سفرها سریعتر از زیرساخت پیش میره. پس باید:
- روی سیستمهای اشتراکی (مترو، BRT، دوچرخههای شهری) تمرکز کرد.
- جریان حرکت رو شبکهای دید، نه فقط خطی.
د) طراحی شهری و فضاهای عمومی
- در شهرهای کوچک، فضاهای عمومی مثل میدان، پارک یا مرکز خرید محدودن و کفایت میکنن.
- در شهرهای بزرگ، چون تعاملات اجتماعی با توان ۱.۱۵ رشد میکنن، باید بهطور تصاعدی فضاهای ملاقات، فرهنگ و نوآوری بیشتر پیشبینی کرد.
یک معمار میتونه نتیجه بگیره:
- در شهرهای بزرگ، «فضاهای غیررسمی تعامل» (co-working spaces, cafes, makerspaces) اهمیت بیشتری دارن تا ساختمانهای رسمی اداری.
- معماری باید انعطافپذیر، ترکیبی و باز باشه تا این روابط اجتماعی بتونه رشد کنه.
صحبتهای جفری وست در تدتاک
نگاه فلسفی برای معمارِی/شهرسازی
جمعبندی
برای یک مهندس عمران، شهرساز یا معمار، ایدههای وست میگن:
- برآورد منابع و زیرساختها باید تواندار باشه (۰.۸۵ و ۱.۱۵) نه خطی.
- طراحی فضاها باید انعطافپذیر باشه چون رشد اجتماعی سریعتر از زیرساختی است.
- حملونقل و انرژی رو نمیشه فقط با افزودن فیزیکی حل کرد؛ باید شبکهای، مشارکتی و دادهمحور باشن.
- فضاهای عمومی و اجتماعی در شهرهای بزرگ اهمیت فوقالعاده دارن، چون انسانها در مقیاس بزرگتر تعاملات بیشتری میطلبن.
📌 خلاصهی خیلی ساده:
وقتی چیزی بزرگتر میشود، دنیا برایش عوض میشود.
بدن، شهر یا سازمان—قانون مقیاس تعیین میکند چه زمانی رشد سودمند است و چه زمانی خطرناک.
