این متن درباره دیزاین پترنها در توسعه نرمافزار صحبت میکند و بیان میکند که دیزاین پترنها راهکارهایی اصولی و تست شده هستند که به چالشهای موجود در این زمینه پاسخ میدهند. همچنین، این الگوها به عنوان بهترین شیوهها در نظر گرفته میشوند و میتوانند در زبانهای برنامهنویسی مختلف قابل پیادهسازی باشند. در متن تأکید میشود که دیزاین پترنها یک شمشیر دولبه هستند، زیرا در استفاده نادرست میتوانند به مشکلات جدی منجر شوند، در حالی که در موقعیت مناسب میتوانند به نتایج مطلوبی برسانند. الگوهای دیزاین به سه گروه اصلی ساختاری، تکوینی و رفتاری تقسیم میشوند. در نهایت، اهمیت استفاده از دیزاین پترنها به عنوان راهحلهای شناختهشده برای مشکلات رایج در توسعه نرمافزار مورد تأکید قرار میگیرد.
به طور خلاصه، منظور از دیزاین پترن راه کارهایی اصولی و در عین تست شده است که در پاسخ به چالش هایی ایجاد شدهاند که در توسعه ی نرمافزار با آنها مواجه خواهیم شد. از یک بعد دیگر، دیزاین پترن ها را میتوان به عنوان یکسری Best Practices نیز در نظر گرفت.

در یک کلام، دیزاین پترن الگویی است که باید در موقعیت مناسب خود مورد استفاده قرار بگیرد تا بهترین نتیجه را در توسعهٔ نرمافزار در اختیار دولوپر قرار دهد. در عین حال توجه داشته باشیم که مفهوم دیزاین پترن اصلاً وابسته به زبان برنامهنویسی خاصی نیست و یک دیزاین پترن خوب باید قابلیت پیادهسازی در بیشتر زبانها (اگر نگوییم همه) را داشته باشد که این مسئله ارتباط تنگاتنگی با ویژگیهای زبان مورد استفاده نیز دارا است.
آشنایی با انواع دیزاین پترنها
مهمتر از همه اینکه هر دیزاین پترنی را میتوان به عنوان شمشیر دولبهای در نظر گرفت که اگر در جای نادرست به کار رود، میتواند فجایع و مشکلات بیشماری را هم برای نرمافزار و هم دولوپرها بهوجود آورد؛ اما اگر در موقعیت و زمان مناسب خود مورد استفاده قرار بگیرد، میتواند در نقش ناجی نیز عمل نماید. دیزاین پترنها معمولاً در سه گروه اصلی دستهبندی میشوند که عبارتند از:
– Structural (ساختاری)
– Creational (تکوینی)
– Behavioral (رفتاری)
الگوهای طراحی ساختاری به طور معمول دربارهٔ ارتباط بین یکسری Entity (موجودیت) هستند که باعث میشوند کار کردن این اِنتیتیها با یکدیگر آسانتر شود. الگوهای تکوینی معمولاً ارائهدهندهٔ یکسری مکانیزمهای نمونهسازی هستند که باعث میشوند ساخت آبجکتهای مناسب در موقعیتهای مختلف آسانتر گردد و در نهایت پترنهای رفتاری به منظور برقراری ارتباط بین اِنتیتیها به کار میروند و باعث میشوند ارتباط اِنتیتیها با یکدیگر، انعطافپذیرتر و سادهتر گردد.
چرا باید از دیزاین پترنها استفاده کنیم؟
دیزاین پترنها در اصل راهحلهای حسابشدهای برای مشکلات خاصی در پروسهٔ توسعهٔ نرمافزار هستند که پیش از این بسیاری از دولوپرها با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم کردهاند و یکسری سولوشنهای بهینهای را برای علاج کار خود برگزیدهاند. اگر به این مشکلات حلشده برخورد کنید، منطق حکم میکند که به استفاده از راهحلهای موجود بپردازید تا اینکه به دنبال اثبات راهحل جدیدی بوده و زمان ارزشمند توسعهٔ نرمافزار را هدر دهید!
در زمانی که به دنبال راهحلهای تضمینشده برای چالشهای توسعه نرمافزار هستیم، آیا واقعاً ارزش زمان را در پی کشف نوآوریهای جدید هدردادهایم؟ این سوال در ذهن من میچرخد که ممکن است در تلاش برای استفاده از بهترین الگوها، دستکم فرصتی برای خلاقیت و انحراف از مسیرهای شناخته شده را از خود بگیریم. وقتی دیزاین پترنها میتوانند به فجایع و ناکامیها منجر شوند، آیا واقعاً میتوانیم به آنها به عنوان یک ناجی متکی باشیم؟ شاید گاهی باید به سمت عدم قطعیت برویم، جایی که در آن خطر و انتخابهای جدید، خودشان میتوانند دریچهای به روزنهای نو برای خلاقیت و نوآوری باشند.




