در کتاب "2030" نوشتهی مارو گولن، پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ ثروت زنان در جهان برای اولینبار از ثروت مردان پیشی خواهد گرفت. این تغییرات نه تنها بر اساس آمار اقتصادی، بلکه نشاندهندهی تحولی در الگوهای قدرت و تصمیمگیری است. زنان رویکرد متفاوتی نسبت به خرج کردن و سرمایهگذاری دارند که بر امنیت و آینده تاکید دارد. در ادامه، به ظهور نئوبانکها و طراحی خدمات مالی جدیدی پرداخته میشود که به نیازهای خاص زنان و دیگر گروههای اجتماعی پاسخ میدهد. این طراحیها بر پایه همدلی و شفافیت قرار دارند و نمایش میدهند که ابزارهای مالی باید بهروز شوند تا پاسخگوی واقعیتها و نیازهای امروزی باشند.
در کتاب 2030، نوشتهی مارو گولن، یک پیشبینی کلیدی مطرح میشود:
تا سال ۲۰۳۰، برای اولینبار در تاریخ، ثروت زنان در جهان از ثروت مردان پیشی میگیرد.
این فقط یک عدد اقتصادی نیست؛
این یعنی تغییر الگوی قدرت، تصمیمگیری و طراحی.
مدل خرج کردن، پسانداز و سرمایهگذاری زنان با مردان متفاوت است:
- تصمیمگیریهای مالی محتاطانهتر
- تمرکز بیشتر بر امنیت، پایداری و آینده
- سرمایهگذاری بلندمدت بهجای ریسکهای کوتاهمدت
- توجه به رفاه، سلامت و خانواده در سبد هزینهها
نتیجه؟
اقتصاد آینده، اگر بخواهد زنده بماند، باید زنمحور طراحی شود.

فینتک در اقیانوس سرخ؛ نجات در نیشمارکتها
صنایع مالی سالهاست در یک Red Ocean گرفتارند:
- محصولات مشابه
- تجربههای کاربری خنثی
- زبان، رنگ و منطق مردانه و تکنوکرات
راه فرار چیست؟
نیشمارکتها.
و یکی از مهمترین آنها:
زنان.
نئوبانکها و بازطراحی مخاطب
در سالهای اخیر شاهد ظهور بانکهایی هستیم که نه فقط سرویس، بلکه هویت را بازطراحی کردهاند:
- Daylight
نئوبانکی با تمرکز بر جامعه LGBTQ+
طراحی زبان، پیام، امنیت و اعتماد برای یک جامعه نادیدهگرفتهشده - نئوبانکهای ویژه مهاجران
با تمرکز بر حواله، هویت چندفرهنگی و سادهسازی بوروکراسی - نئوبانکهای زنمحور
که نیازهای مالی زنان را نه استثنا، بلکه «قاعده» در نظر میگیرند
طراحی آینده، زنانه است
این که ثروت روز به روز در دستان زنان معنادارتر میشود، میتواند امیدوارکننده باشد، اما در عین حال، اتفاد پارادوکسی را در ما به وجود میآورد؛ در حالی که در حال حرکت به سمت آیندهای زنانه هستیم، ظاهر و زبان ابزارهای مالی همچنان در دنیای دیروز باقی ماندهاند. چرا این تغییرات عمیق در فرهنگ و جامعه، همچنان در طراحی این ابزارها بازتاب ندارد؟ چطور ممکن است در دنیایی با این همه پیشرفت، هنوز در استفاده از زبان و نحوهی تأمین نیازها میان دو جنس تفاوتهای آشکاری وجود داشته باشد؟ این سؤال را بیپاسخ میگذارد و ما را به فکر فرو میبرد.




