ست گادین، متفکر حوزه بازاریابی، بر این باور است که موفقیت یک محصول به جلب نظر همه مشتریان بستگی ندارد، بلکه آن باید برای یک گروه خاص بسیار جذاب باشد. میوه دوریان، با طرفداران و منتقدان خود، مثال روشنی از این ایده است. در حالی که برخی طعم آن را دلپذیر میدانند، برای دیگران بوی آن غیرقابل تحمل است. این امر نشان میدهد که محصولات میتوانند واکنشهای شدید ایجاد کنند و اگر محصول شما نتواند چنین واکنشی برانگیزد، در واقع چیزی کم دارد. به جای تلاش برای رضایت همه، هدف طراحی محصول باید جلب نظر طرفداران پرشور باشد.
ست گادین، یکی از متفکران برجسته در حوزه بازاریابی، بارها روی این نکته تأکید کرده که یک محصول موفق، لزوماً محصولی نیست که همه را راضی کند، بلکه محصولی است که برای یک گروه مشخص، فوقالعاده باشد. اینجاست که میوه دوریان وارد داستان میشود!

دوریان، پادشاه میوهها یا کابوس بویایی؟
دوریان، میوهای از جنوب شرق آسیاست که عاشقان سرسخت و منتقدان جدی خودش را دارد. بعضیها طعمش را به کاسترد خامهای و خوشمزه تشبیه میکنند، درحالیکه برای بعضی دیگر، بوی آن مثل زباله مانده یا جوراب کهنه است! به همین دلیل، در بسیاری از هتلها و وسایل حملونقل عمومی، آوردن دوریان ممنوع است.
دوریان و طراحی محصول؟
ایدهای که پشت این ماجرا قرار دارد، یک اصل کلیدی در طراحی محصول است: لازم نیست محصولت برای همه جذاب باشد، بلکه باید برای مخاطبان هدف خودت بینظیر باشد.
✅ محصولات خاص برای افراد خاص
همانطور که دوریان برای طرفدارانش یک جواهر است، یک محصول عالی هم قرار نیست همه را راضی کند. بهجای طراحی یک محصول متوسط برای همه، محصولی بساز که برای یک گروه کوچک از کاربران، بینهایت جذاب باشد. این همان استراتژی است که برندهایی مثل اپل، تسلا و حتی برخی بازیهای ویدیویی دنبال میکنند.
✅ شخصیت برند و تمایز
وقتی محصولی ویژگی خاصی دارد که همه از آن خوششان نمیآید، یعنی هویت متمایزی دارد. این تمایز میتواند برند را از رقبا جدا کند. مثل دوریان که باوجود تمام نقدها، همچنان یک میوه افسانهای در آسیاست.
✅ عشق یا نفرت – اما نه بیتفاوتی!
یک محصول موفق بهتر است واکنشهای قوی ایجاد کند. اگر همه درباره محصولت بیتفاوت باشند، یعنی چیزی کم دارد. الهام از دوریان یعنی محصولی بساز که طرفداران پرشور داشته باشد، حتی اگر منتقدانی هم در کنارشان باشند.
جمعبندی: دوریانِ بازار خودت را پیدا کن!
در طراحی محصول، هدف این نیست که همه را راضی کنی، بلکه باید کسانی را پیدا کنی که عاشق محصولت خواهند شد. ست گادین میگوید: “اگر همه را هدف بگیری، هیچکس را هدف نگرفتهای.”
پس جرئت کن محصولی بسازی که شاید عدهای دوست نداشته باشند – ولی برای طرفدارانش بیرقیب باشد!
اما در این میان، چه چیزی باعث میشود که یک محصول از حاکمی بر دلها، به کابوسی برای دیگران تبدیل شود؟ انگار ما در یک دنیای دو قطبی زندگی میکنیم؛ یا دلدادهاش میشویم یا از آن متنفر. این گرایش به تمایز در محصولات، چه بسا نمادی از جستجوی ما برای هویت شخصی در دنیای پر از انتخابها باشد. و آیا این واقعاً یک موفقیت است یا نشانی از تنهاییای است که حالا یک محصول خاص به ما تحمیل میکند؟ این سوال بیجواب باقی میماند.
برای ادامه این مسیر، میتوانید در حوزه طراحی تجربه کاربری (UX) تحقیق کنید. برای یادگیری بیشتر، کتاب "سازگاری با عجیب بودن" نوشته سوزان کین میتواند بسیار الهامبخش باشد. همچنین، بررسی برندهایی مانند نایک یا گیلدت میتواند درسهای ارزشمندی درباره تمایز و موقعیتیابی در بازار را به شما بدهد. به خاطر داشته باشید که ایجاد یک محصول جذاب و خاص ممکن است خطری داشته باشد، اما در نهایت، این خطر میتواند به موفقیتهای بزرگ منجر شود.




