متن به بررسی زندگی و کار توماس بربری، بنیانگذار برند بربری، میپردازد. او در سال ۱۸۳۵ در انگلستان متولد شد و در سال ۱۹۲۶ درگذشت. بربری کار خود را با طراحی لباسهای کاربردی برای فضای باز آغاز کرد و به نوآوری در متریال پوشاک، بهویژه با اختراع پارچه گاباردین، شهرت یافت. او مفاهیم طراحی عملکردمحور را پایهگذاری کرد و لباسهایی مانند ترنچ کت را طراحی کرد که از جنگ جهانی اول به زندگی روزمره منتقل شد. این متن نه تنها از دستاوردهای او در صنعت مد حکایت میکند، بلکه به تأثیر عمیق او بر طراحی لباس و فرهنگ نیز اشاره دارد.
🧬 معرفی و بیوگرافی
- نام: Thomas Burberry
- تولد: ۱۸۳۵، انگلستان
- درگذشت: ۱۹۲۶
- حوزه: طراحی پوشاک، متریال، سیستم لباس
- بنیانگذار: Burberry (۱۸۵۶)
او کارش را نه با فشن، بلکه با لباس کاربردی برای فضای باز شروع کرد: شکارچیها، نظامیها، کاوشگران.

رزومه و تاثیرات
توماس بربری فقط بنیانگذار یک برند مد نیست؛
او یکی از اولین طراحانیست که فهمید نوآوری واقعی در متریال اتفاق میافتد، نه صرفاً در فرم.
اگر امروز از «طراحی عملکردمحور» حرف میزنیم، بربری بیش از ۱۰۰ سال پیش آن را زندگی میکرد.
برای طراح محصول، توماس بربری یعنی:
قبل از اینکه چیزی را زیبا کنی، آن را کارآمد کن.

لوگوی بربری تاریخچه ای کامل دارد. طبق وبسایت باربری، این لوگو تا زمانی که در تاریخ این برند پدیدار شد، برای اولین بار در حدود سال ۱۹۰۱ ظاهر شد. این لوگو که مربوط به یک شوالیه سوارکاری است، دارای کلمه “prosum” است که به معنای “به جلو” لاتین است.
در سال ۲۰۱۳ برند بربری از سوی اینتربرند، در رتبه ۷۷ از باارزشترین نامهای تجاری جهان شناخته شد. بخشی از سهام شرکت بربری در بازار بورس لندن مبادله میشود.
🧠 مسئلهای که بربری حل کرد
اواخر قرن ۱۹، لباسهای ضدآب:
- سنگین بودند
- هوا عبور نمیدادند
- برای حرکت مناسب نبودند
بربری بهجای تزیین، سراغ ریشهی مشکل رفت: پارچه.
🧵 پروژهی کلیدی: اختراع Gabardine (۱۸۷۹)

توماس در سال ۱۸۸۰ پارچه جدید و ضدآب گاباردین را ابداع نمود. از ایدههای محبوب برند بربری، طراحی کتهای بارانی با نام Tielocken در سال ۱۹۱۲ بود. با آغاز جنگ توماس سفارش طراحی کتی مناسب برای میدان جنگ گرفت، که سرآغاز خلق ترنچ کت شد.
🧪 پارچهای که برند ساخت، نه برعکس
Gabardine پارچهای بود که:
- ضدآب بود
- اما تنفسپذیر
- سبکتر از نمونههای موجود
- با بافت متراکم، نه پوشش مومی
این یک جهش طراحی بود؛
چون بربری متریال را مهندسی کرد، نه فقط انتخاب.
📌 چرا مهم است؟
Gabardine اولین مثال جدی از:
- متریال بهعنوان هویت برند
- طراحی از داخل به بیرون
- Performance-driven design در پوشاک
🧥 پروژهی شاخص: Trench Coat
لباسی که از جنگ، وارد زندگی روزمره شد
در جنگ جهانی اول، ارتش بریتانیا به لباسی نیاز داشت که:
- در باران و گل کار کند
- حرکت را محدود نکند
- سبک و مقاوم باشد
بربری با استفاده از Gabardine:
- Trench Coat را طراحی کرد
ویژگیهای طراحی:
- بندها و اپلتها (کارکردی، نه تزئینی)
- کمربند برای حمل تجهیزات
- یقه قابل تنظیم برای باد و باران
- فرم ساده و منطقی
بعد از جنگ، این لباس:
➡️ وارد شهر شد
➡️ وارد سینما شد
➡️ و به یک آیکون فرهنگی تبدیل شد
📌 درس طراحی:
محصولی که برای شرایط سخت طراحی شود، در زندگی عادی هم میدرخشد.
🧭 پروژههای اکتشافی (Brand in Extreme Contexts)
Burberry فقط لباس نفروخت؛ کارایی را اثبات کرد.
لباسهای بربری استفاده شدند در:
- سفرهای قطبی
- اکتشافات جغرافیایی
- مأموریتهای سخت آبوهوایی
اینها کمپین تبلیغاتی نبودند؛
User Testing واقعی بودند.
🎨 زبان طراحی و DNA برند
🔚 جمعبندی
توماس بربری طراح لباس نبود؛ او طراح سیستم پوشش بود. سیستمی که:
- از جنگ تا شهر
- از عملکرد تا فرهنگ
- از متریال تا هویت برند
امتداد پیدا کرد.
فکر کردن به دستاوردهای توماس بربری در دنیای مد باعث میشود تا به این نکته پی ببریم که گاهی اوقات زیبایی واقعاً در کارایی نهفته است. آیا ما هم گاهی فراموش میکنیم که در جستجوی زیبایی، اصل نیازها و عملکردها را نادیده بگیریم؟ در جهانی که روز به روز به ظواهر بیشتر توجه میکنیم، شاید راهحل واقعی را در آنچه که بهطور عملی کار میکند، پیدا نکنیم. این یک یادآوری است که همچنان در دنیای مد و طراحی، به مسائلی که واقعاً مهماند، بپردازیم. آیا ما باید از این سیستمی که بربری بهوجود آورد، الگو بگیریم و به جای زینتها، به پایهها نگاه کنیم؟




