ماموریتِ ممکن؛ کمپین تبلیغاتی تپسی | Tap30
کمپین جدید تپسی با بهرهگیری از ضربالمثلها و داستانهای کهن ایرانی، تلاش میکند تا تمایز خود را از رقیب اصلیاش، اسنپ، به نمایش بگذارد. این کمپین بر روی مفهوم حرکت و جابهجایی تأکید دارد و به نقصها و چالشهای موجود در سیستم حمل و نقل سنتی پرداخته است. تپسی با تأکید بر قابلیتهای بومی و ایرانی خود، سعی دارد جایگاه خود را در بازار تثبیت کند و نشان دهد که بر تخصص در حمل و نقل متمرکز است. این رویکرد میتواند به افزایش شناخت و احساس ملیگرایی مشتریان کمک کند و از این طریق زمینهساز جذب مشتریان جدید شود.
تپسی مرزهای رقابت خود را با برندینگ و تبلیغات متمایز میکنند.
- گفته میشود لیلی هیچگاه به مجنون نرسید.
- در مورد کوه هم کوه هم روایت مشابهی هست.
- و نوشدارو هم اگر چه به سهراب رسید اما واقعا دیر شده بود.
تپسی اما میگوید حالا ممکن کردن این ناممکنها کار اوست. این کمپین تبلیغاتی تپسی ، ضرب المثلها و داستانهای نشدنی کهن را دستمایه قرار داده است. کمپینی که به نظر میرسد دارای ظرفیتهایی است که همچون کمپینهای اخیر این استارتاپ در فضای جامعه خوب دیده وشنیده شود.

همچون کمپینهای تبلیغاتی قبلی تپسی « از برزیل تا آرژانتین 4 هزارتومان! » « زنده باد مسافران / زنده باد رانندگان همه تاکسیهای اینترنتی » و « به تعدادی یابنده / سازنده نیاز داریم» در اینجا هم یک شوخی کلامی در خدمت یک ایهام و اشاره به موضوع اصلیتری قرار گرفته است.در اینجا هم هسته اصلی پیام تبلیغ روی حرکت و جابه جایی (Mobilityُ) هوشمند بنا شده است.

اما اگر در کمپین قبلی تاکید برغیر قابل باور بودن مسیر و قیمت برای مسافران بود در کمپین فعلی اشارههای مشخصتری به روند تخصصی کسب و کار تپسی در صنعت حمل و نقل شده است.
در کمپین تبلیغاتی تپسی همچنین تاکید بر انجام ناممکنها، ناشدهها و محدودیتهایی است که در ( فضای سنتی حمل و نقل ) وجود داشته است. اشاره به فاصله کوه به کوه و تشنه به چشمه و مجنون به لیلی علاوه بر اینکه اشاره به موضوع تخصصی حمل و نقل است موضوع تمایز از رقیب اصلی ( اسنپ ) را هم در خود دارد. و احتمالا مفهوم برخی از این شوخیها ( مثل همان که خودتان میدانید و بیشتر از این مستقیم به آن اشاره نمیکنیم! ) با ریسکهایی انتقادی هم همراه است.

بررسی کمپین تپسی و ایجاد تمایز با رقیب

