متن دربارهی برند دهانشویه لیسترین و داستان موفقیت آن در زمینهی بازاریابی و برندسازی است. این برند با استفاده از واژهی هالیتوسیس (بوی بد دهان) در تبلیغات خود، توانست توجه عمومی را به مسئلهای تبدیل کند که پیش از آن چندان مورد توجه نبود. کمپینهای تبلیغاتی لیسترین به گونهای طراحی شده بودند که به مردم نشان دهند بوی بد دهان میتواند بر روابط اجتماعی آنها تأثیرگذار باشد. با وجود طعم بد لیسترین که آن را به استانداردی در بازار تبدیل کرده بود، کمپانی پروکتور اند گمبل با معرفی دهانشویهی Scope که طعم بهتری داشت، رقابتی جدی برای لیسترین به وجود آورد. تحولات بازار باعث شد که لیسترین با یک تصمیم کلیدی دربارهی طعم خود مواجه شود.

«لیسترین. طعمی که دو بار در روز حالتان را به هم میزند.» این جمله چند سال در پایان تیزر تبلیغاتی یک برند دهانشویه از تلویزیون پخش میشده است. فکر میکنید کدام برند به لیسترین حمله میکرده و چنین تیزری داشته؟
پیش نیاز: آشنایی با داستان برند لیسترین
شاید تعجب کنید. اما این جمله در تیزر خود لیسترین (Listerine) بوده است (+). داستان طعم بد دهان شویهٔ لیسترین، ماجرایی آموزنده و جذاب است که بسیاری از کتابها و نویسندگان، آن را به عنوان یکی از داستانهای آموزنده در بحث بازاریابی و برندسازی برای مخاطبان خود شرح میدهند.
اگر موضوعاتی مثل مزیت رقابتی و جایگاهیابی برند برایتان جذاب است، احتمالاً داستان لیسترین را دوست خواهید داشت.
با بوی بد دهان خود چه میکنید؟ | دربارهٔ لغت Halitosis
طعم بد لیسترین
وقتی به داستان لیسترین فکر میکنم، سوالهایی ناامیدکننده دربارهی خودباوری و هویت انسانی به ذهنم میرسند. آیا ما همیشه مجبوریم برای تأیید وجود خود از مشکلاتی که ممکن است حتی وجود نداشته باشند، بترسیم؟ لیسترین به خوبی نشاندهندهی این است که چگونه یک احساس ناخوشایند میتواند کل هویت ما را تحت تأثیر قرار دهد. شاید حس بوی بد دهان، نمادی از نقصی باشد که ما در درون خود احساس میکنیم؛ نقصی که خودمان را مجبور میکند به دنبال تأیید از دیگران باشیم. در نهایت، آیا بوی بد دهان واقعاً وجود دارد یا تنها ترس از طرد بودن است که ما را به واهمه وادار میکند؟




