رقابت میان برندهای مشهور در حوزه مارکتینگ، به خصوص بین مکدونالد و برگر کینگ، به یکی از جالبترین و خلاقانهترین جنبههای تبلیغات تبدیل شده است. مکدونالد با تبلیغاتی که دسترسی آسان شعبش را به نمایش میگذارد، و برگر کینگ با کمپینهای تحقیرآمیز و هوشمندانهاش، هرکدام به شیوهای خاص مشتریان را جذب میکنند. برگر کینگ با استفاده از نقاط ضعف مکدونالد، مانند کیفیت سیبزمینی سرخکرده، و اجرای تبلیغاتی خلاقانه مانند ارائه سیبزمینی مکدونالد در کنار برگر ووپر خود، توانسته است توجه بیشتری جلب کند. این نوع رقابت نهتنها برندها را تحت فشار قرار میدهد، بلکه تعاملات جالبی را با مشتریان ایجاد میکند که به افزایش شناخت برندها در بازار کمک میکند.
یکی از جذاب ترین اتفاقاتی که در حوزه مارکتینگ میافتد کلکل های برندهای معروف با یکدیگر است. هرچقدر این کلکل ها خلاقانهتر باشند برای مخاطبان جذابتر اند.
در این بین مک دونالد و برگر کینگ با رقابت هایشان سردمدار این جریان اند.

مک دونالد در سال 1940 و برگر کینگ در سال 1954 تاسیس شدند و هردو از بزرگترین رستوران های زنجیرهای در جهان اند. هرچند مک دونالد با داشتن شعبههای بیشتر در سراسر جهان شناخته شدهتر است با این حال برگر کینگ هر چند وقت یکبار با کمپین های خود موی دماغ مک دونالد میشود.
نکته جالب در این رقابتها این است که برگر کینگ به بهترین نحو از ضعفهای پیش روی خود استفاده میکند و با نشان دادن صداقت و اعتماد به نفس، به موفقیتهای بیشتری دست پیدا میکند. در حالی که معمولاً برندها تلاش میکنند تصویر برتری از خود نشان دهند، برگر کینگ با جسارت به سراغ واقعیتها میرود و به جای پنهان کردن مشکل، آن را به یک نقطه قوت تبدیل میکند. این واقعیت باعث میشود که مخاطبان به برند وفادارتر شوند و رقابت را از جهت غیرمنتظرهای شاهد باشیم؛ نقطهای که کمتر برند جسورانه به آن نزدیک میشود.
اگر به این نوع رقابتهای خلاقانه علاقهمندید، ممکن است بخواهید به بررسی دیگر کمپینهای مارکتینگی مشابه بپردازید. یک درس طراحی عالی که میتوان از این موارد آموخت، استفاده خلاقانه از نقاط ضعف به نفع برند است. برای کمکی بیشتر در این زمینه، میتوانید نگاهی به کارهای "دیوید آگیلوی"، یکی از بزرگترین تبلیغنویسهای تاریخ، بیندازید. همچنین، بررسی عملکرد اپلیکیشنهای دیجیتال در ایجاد کمپینهای جذاب میتواند به شما در درک بیشتر این موضوع کمک کند.




